rosie_romance

سلام من تازه رمانم رو شروع کردم خوش حال میشم حمایت کنین
          
          نیلی دختری جسور، مغرور و غیرقابل‌کنترل است که در یک مهمانی شبانه، وارد بازی پوکری می‌شود که قرار نیست فقط یک بازی ساده باشد. روبه‌روی او جاوید نشسته؛ مردی سرد، کم‌حرف و حرفه‌ای که همیشه برنده بوده و هیچ‌وقت اجازه نداده کسی به ذهن یا احساساتش نزدیک شود اما پایان ماجرا فقط به بازی پوکر ختم نمیشود...
          این بازی شروع یک جنگ میان آن دو ست
          
          
          ‏https://www.wattpad.com/story/411957234?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=rosie_posie_novals

__coldgirl

ترانه کجااااایییییییییی عزیزم کجاییییی
          کجاییی تو بی ما تو بی ما کجایییی
          
          ترانه دور از شوخی نگرانتم کجایی؟؟:(
          ایشالله اتفاق بدی نیست

__coldgirl

@zhinaKh 
            منم واقعا نگرانم:(
            @Neliola
Reply

jdjkeowok

@zhinaKh 
            هیچ کس خبر نداره
            واقعا نگران شدم:(
Reply

renwicx

داروها و دوستی ها، هردو برای ادامه زندگی لازم هستند
          با این تفاوت که
          دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا، قیمت و اندازه ندارند...
          صبحت بخیر ^^

renwicx

دوستان خوب
          پیدا کردنشان سخت است،
          ترک کردنشان سخت تر،
          و فراموش کردنشان غیرممکن...
          امیدوارم به همهههههههه ی آرزوهات برسی دوستم ^^

R-o-n-i-a

سلام عزیزم 
          ممنون میشم اگه به داستانم سر بزنی و نظرت رو بگی  :))

R-o-n-i-a

حتما در اولین فرصت
Reply

taranehgoodarzi

@R-o-n-i-a سلام عزیزم حتما شما هم داستان منو بخونی خوشحال میشم
Reply