tatatomato

پارت اول ورژن جدید شمشیر و گل سفیدش آپ شد.
          	امیدوارم دوستش داشته باشید و به بچه‌ام عشق بدید^^

Nrvanilla

اون قبلیه پاک شد؛((( ؟
Responder

swan7boy

عشقِ یک آدمکش
          
          «سه سال از آن حادثه‌ی ناگوار می‌گذشت و تهیونگ هنوز نتوانسته بود با خودش و زندگی‌اش کنار بیاید. چه می‌شد اگر سر و کله‌ی یک ناجی در زندگی‌اش پیدا می‌شد؟ اما... آیا او واقعاً فقط یک ناجی بود؟»
          Couple: kookv, yoonmin
          Genre: dark romance, Angst, part of life, smut
          
          بخشی از فیکشن:
          تمام بوم‌ها رو روی زمین می‌‌انداخت و داد میزد... از اعماق وجودش. 
          دست خونینش رو بالا آورد و چونه‌ی پسر رو که در حال سیگار کشیدن بود گرفت:
          
          - ترک کردن من از ترک کردن سیگارت راحت تر بود مگه نه؟
          
          سرش رو بالا و پایین کرد و دود سیگارش رو توی صورت پسر پخش کرد.
          
          https://www.wattpad.com/story/408034962?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=swan7boy

yasamis1920

سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و  با ووت و کامنت هاتون یکوچولو حمایت کنید:)
          -----
          
          _نگاهم نمی‌کنی، چشم‌آبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشته‌ی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه می‌کردم... شاید نباید می‌ذاشتم وارد زندگیم بشی!
          _آره! نباید می‌ذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
          _دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
          _تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
          _با قلبم زیادی بی‌رحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکه‌تکه‌ست، ولی تو به همین تکه‌های کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت می‌خوام: حرفای امروزتو هیچ‌وقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمی‌گرده!
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona

mahdiehb2008

سلام لاولی ببخشید بی اجازت وارد مسیج بوردت شدن 
          میشه از من تازه کار حمایت کنید لطفا 
          مسی هانی 
          دو کیونگسو و پارک جیمین  دو پسر که با تمام دردهاشون بهم پناه میبرند و فرار میکنند ... از چی یا بهتره گفت از کی؟؟
          .... این یه رازه  ......
          رازی که در پایان به یه نفرین تبدیل میشه .....
          در همون دوران با ۳ پسر دیگه هم آشنا میشن شو مینگهائو 
          شاهزاده خلع شده ....
          و لی مارک و لی فلیکس دو برادری که تو آتیش گیر افتادن و هر لحظه به مرگ نزدیک میشدن.....
          حالا هر ۵ تای اونا برای اولین بار در black diamond  عضو یک پک آن دمی که همه امگا ان 
          اگر در بین تمام راز ها و عجایب این پک یک دفعه سر کله جفت های دو عضو اصلی...... کیونگ و جیمین پیدا شده چه اتفاقی می‌افته ؟؟
          اونم نه یکی جفت ...۶جفت حقیقی جیمین.... و ۴جفت حقیقی کیونگ 
          آیا اونها  میتونن در کنار راز ها و نفرینی که گرفتارشن با جفت هاشون باشن ....یانه 
          .ٖ⃔༺ོ༅ི༙ ‌‌ ‌‌༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
          https://www.wattpad.com/story/399167436?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=mahdiehb2008