theblurosa

سلام
          	
          	مجموعه دوفصلی کارمند بعد از حدود دو سال که آنپابلیش بود، دوباره پابلیش شد.
          	
          	کلرک تقریبا اولین نوشته‌ی رسمی من محسوب میشه و با گذشت زمان احساس کردم این اصلا و ابداً خوب نیست. مخصوصا وقتی درحال نوشتن چای بابونه بودم!
          	
          	این مدت آنپابلیش بود چون فکر میکردم وقت ادیت کردن فصل اول رو پیدا میکنم ولی نکردم. حقیقت خیلی وقت بود نسبت به فصل اول احساس نارضایتی میکردم و میگفتم اصلا خوب نیست. وقتی یکبار خودم دوباره خوندمش گفتم این چیه دیگه؟ چرا هیچیش با عقل جور درنمیاد؟
          	
          	ولی تمام این داستان‌ها فیکشن هستن پس نباید واقعی باشن. میتونه برای هر اتفاق مسخره‌ترین دلایل وجود داشته باشه و نباید خودم رو بخاطرش سرزنش کنم.
          	
          	شاید یه زمانی فصل اول رو اونجوری که دلم میخواد ویرایش کردم. شد از زبان سوم شخص و بیشتر رضایت‌بخش شد برام اما برای الان، با همون ورژن اصلی شش سال پیش اینجاست.
          	
          	امیدوارم فراموشش نکرده باشین و همچنان لایق محبت و عشقتون باشه

inthenameeofaurora

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

theblurosa

سلام
          
          مجموعه دوفصلی کارمند بعد از حدود دو سال که آنپابلیش بود، دوباره پابلیش شد.
          
          کلرک تقریبا اولین نوشته‌ی رسمی من محسوب میشه و با گذشت زمان احساس کردم این اصلا و ابداً خوب نیست. مخصوصا وقتی درحال نوشتن چای بابونه بودم!
          
          این مدت آنپابلیش بود چون فکر میکردم وقت ادیت کردن فصل اول رو پیدا میکنم ولی نکردم. حقیقت خیلی وقت بود نسبت به فصل اول احساس نارضایتی میکردم و میگفتم اصلا خوب نیست. وقتی یکبار خودم دوباره خوندمش گفتم این چیه دیگه؟ چرا هیچیش با عقل جور درنمیاد؟
          
          ولی تمام این داستان‌ها فیکشن هستن پس نباید واقعی باشن. میتونه برای هر اتفاق مسخره‌ترین دلایل وجود داشته باشه و نباید خودم رو بخاطرش سرزنش کنم.
          
          شاید یه زمانی فصل اول رو اونجوری که دلم میخواد ویرایش کردم. شد از زبان سوم شخص و بیشتر رضایت‌بخش شد برام اما برای الان، با همون ورژن اصلی شش سال پیش اینجاست.
          
          امیدوارم فراموشش نکرده باشین و همچنان لایق محبت و عشقتون باشه

theblurosa

سلام!
          کسایی که منتظر آپدیت فصل دوم بودن، قسمت اول آپدیت شد!
          امیدوارم لذت ببرین;)

theblurosa

@ato50600 خواهش میکنم :]
Odpovědět

ato50600

@tcpraya ممنون خیلی خوشحال شدم♡♡♡♡
Odpovědět