thefelora
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
نه نظرم عوض شد فردا دوباره عوضشون میکنم
thefelora
نه نظرم عوض شد فردا دوباره عوضشون میکنم
thefelora
کاور فیک ها رو عوض کردم گمشون نکنید(حتی با اینکه تموم شدن)گریه زاری*
thefelora
من با قصه هام خداحافظی نمیکنم
همیشه یه گوشه از قلبم و ذهنم و وجودم توی اون خونه توی اون گلخونه میمونه
فقط دلم میخواد بدونم آدم ها بعد تموم شدن قصه ها کجا میرن...
اونام تموم میشن؟
قصه ی اونا چطور ادامه پیدا میکنه...
دلم برای عطر خاک نم خوردهی مینهو تنگ میشه
دلم برای آغوش غریب سونگمین تنگ میشه
کیم سونگمین تو سلیقه ی موسیقی فوقالعاده و آغوش غریبی داری هیچوقت تغییر نکن
Ellen-nina
@thefelora اینکه آدمها بعد تموم شدن قصهها کجا میرن شاید جواب قطعی نداشته باشه و همیشه درحد یک سوالِ بیجواب باقی بمونه. چون بعضی آدما به زندگی تو دنیای خیالی قصههاشون ادامه میدن. بعضیها هم دل میکنن به قیمت کندن قسمتی از وجودشون. واقعا...کجا میرن؟ همهچیز گنگ و مبهمه، حتی حرفهای خودم، برای خودم.
•
Reply
Ellen-nina
@thefelora آدمها از قصهها خونه میسازن. بعد اتمام قصه، خونه ویرونه میشه. شاید قدمی برای ترک بردارن اما قسمتی از آدم تو همون خونه میمونه، چون خونهها، خاطره و احساس میسازن و همه اینها بخشی از ما انسانها هستن. بعد پایان، چیزی انگار از درونِ ما کنده و گمشده. غریبه شده. اما ساقه کنده شه ریشه میمونه، ریشه هم کندهشه خاک چیزی که زمانی درونش شکل گرفته رو از یاد نمیبره. پس، قسمتی میمونه، قسمتی هم میره که اینجا احساس توخالی بودن داره.
•
Reply
byshay
بازم ببخشیددد
اگه هم یه دارکرومنس، فضای تاریخی و بازیهای قدرت و سیاست رو دوست دارید، شاید این فیک هم به سلیقهتون بخوره.
اینم اگه دوست داشتید، خیلی خوشحال میشم بهش یه فرصت بدی♡
https://www.wattpad.com/story/407882410?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=byshay
byshay
سلاممم فلورای زیبای من ⸜(。˃ ᵕ ˂ )⸝
ببخشید که بیاجازه اینجا پیام میدم.
اگه داستانهای جنایی و معمایی دوست دارید، گفتم شاید این فیک هم براتون جالب باشه.
داستان از یه معمای حلنشدهی ده ساله شروع میشه و کمکم تکههای پازل کنار هم قرار میگیرن.
اگه دوست داشتید، خوشحال میشم یه نگاهی بهش بندازید. ♡
https://www.wattpad.com/story/412586700?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=byshay
moon_staa08
https://www.wattpad.com/story/412443831?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=moon_staa08 امیدوارم از فیکشنم حمایت کنی:)
thefelora
قبلا بهت گفتم نه!
اینکه گلبرگ ها میریزن ولی گل ها تحمل میکنن
ولی غنچه ها چی؟
راجبشون بگو
اگه غنچه ایی کنده بشه چی؟
کندن غنچه ها سخت تر نيست؟
من وسط فاجعه ایستادهام
دستی گلوم رو گرفته و فشار میده ولی نفسم قطع نمیشه
زخم تماشای این ویرانی زندگی رو روزی صد بار ازم میگیره
صبر کن
بذار بارون بگیره و بعد رهام کن
بذار وقتی پاهام جون داشت که از پیشت بره رهام کن
بذار گریه ام بند بیاد بعد رهام کن...
چرا همیشه میخوای رهام کنی؟
چرا غمت رهام نمیکنه.
ameliaf2001
@thefelora درسته... ولی و اما و اگر کلمه نیستن یه دنیا قصه ان از تصمیمات اشتباه و راه های نرفته از افسوس گذشته از اون وقتی که اشتباهی مرتکب شدی اما همش این نیست نه؟ بعدش به دنیا تجربه اس بعدش یه زندگی دیگه اس اونقدر باید قوی باشی که هم خودت رو پاهات وایسی هم نزاری گلت پر پر شه .... صحبت قدرت نیست صحبت موندنه صحبت تکرار نکردن رها کردن هاس... صحبت ترسو نبودنه ترس اینکه نکنه با نور شدن واسه ی غنچه ی تازه رشد کرده ات خودت تموم بشی؟ دلت اونقدری بزرگ میشه که هم ترس از عظمتش بترسه و جایی واسش نباشه هم اونقدری بزرگ که شاخه گلت بیشتر ریشه بزنه ، همه جا رو پر کنه و باغ گل بشه میخوام بمونم... حتی اگه اون دنیا باشم حتی اگه تو جهنم باشم ، بهشت رو واست همیشه سبز نگه میدارم از اتیش دوباره زنده میشم و کنارت میمونم بلکه جسماً.. بلکه روحاً
•
Reply
thefelora
@ameliaf2001 یادت باشه شاید"کلمه به حساب نمیاد نمیتونی بگی شاید و به آینده امید داشته باشی که حتما همونی که میخوای اتفاق بیوفته. شاید؟ مسخره اس کنار گلت بمون تا پژمرده بشه ولی ریشه هاشو بیرون نکش اگه پر پر شد جون میگیره ریشه داره هنوز ،غنچه میده... ولی نگو شاید شاید کلمه به حساب نمیاد ولی اگه زندگی بعد از مرگ خیلی بهتر از اینجا باشه چی؟ یادم رفت ولی و اما و اگر و شاید کلمه به حساب نمیان...
•
Reply
ameliaf2001
@thefelora رها کردن سخته حتی اگه دل نداشته باشی حتی اگه بی رحم ترین باشی حتی اگه کلی دلیل واسه انجامش داده باشی بزار تا وقتی بارون بند میاد فکرکنم بزار تا وقتی که بعد از گریه خوابت میبره پیشت باشم بزار کنار گلم بمونم اجازه بده... شاید تونستم زیباترش کنم شاید شاداب ترش کردم شاید هیچوقت نتونستم غنچه تازه نفسمو بکنم کاری کن بتونم برم بتونم بعدش رو پاهام وایسام چون ندیدنت مرگ منه و مرگ بزرگترین و اخرین ترس هر کسی عه...
•
Reply
thefelora
حتی نمیدونم گذاشتن آغوش آبی توی این شرایط کار درستیه یا نه...
نمیدونم باید چیکار کنم اصلا لزومی داره که اینجا باشم یا نه...
اما برای اینکه فقط برای ساعتی از دنیای واقعی فاصله بگیرید دارم برایپنجشنبه یه پارت خیلی ناز از آغوش آبی آماده میکنم...
thefelora
میتونی با سه کلمه یه داستان غمانگیز بنویسی؟
saimon505
@thefelora اگر که تداعی کننده خاطره ای باشن یا انقدر روی احساساتت تاثیر بزارن که توانایی ساختن سناریویی که با روح و قلبت هماهنگ باشن جوری که بخوای با نوشتن پیادش کنی بله میشه
•
Reply