theiaranos

تولد ددی ددی ها و مرد عضله و هیکلی ما
          	لیدر و مهربون و پدر بی تی اس مبارک :)
          	هرچند نامجون نمیبینه ولی اون مرد دلیل زندگی و ادامه دادنه خیلی افراده ♡♡
          	سو فایتینگ

Niramwrites

ະNiram's worldسلام(^-^;
          ببخشید که وارد مسیج بوردت می‌شم و این پیام رو می‌ذارم زیبا، اگه خواستی پاکش کن فقط می‌خواستم بدونی که اگه دنبالِ یه فیکشن ورس با ژانر کمدی و یه شخصیت گوگولی هستی، این فیک می‌تونه گزینه‌ی خوبی برای خوندن باشه!
          
          خوشحال می‌شم که با دنبال‌کردن و حمایت‌هات دلگرممون کنی و نگاهِ زیبات رو بهش بسپری پری‌چهر♡
          
          https://www.wattpad.com/story/393058937?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Niramwrites
          

jkscorp

‎پارک جیمین، جانشین مخفی امپراطوری پارک ها که به مدت بیست و دو سال هویت و اطلاعاتش پنهان بود، بعد از مرگ خانواده‌اش توسط اداره ی پلیس بازداشت و به حبس ابد محکوم میشود. با پیشنهادی که کیم نامجون، افسر عالی رتبه ی کره ی جنوبی به او میدهد، مغزش را به کار انداخته تا دوباره در مسیر قرار بگیرد و راهش را به سمت جئون جونگکوک و رقیبش، کیم تهیونگ باز کند. 
          
          https://www.wattpad.com/story/375724305?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=busantownroad

neg-jeon

اهم اهم سلام عرض میکنم خدمت رایتر و ریدرهای عزیز و گوگولی اکور پکور
          راستش من یه فیک‌ رو شروع کردم 
          و میخواستم‌ اینجا یه تبلیغ کوچیک کنم شاید کسی خوشش اومد و خوندش 
          (شوما دوست گل هم‌ اگه دوست داشتی بیا و بخون خوشحال میشم به موسی)
          
          https://www.wattpad.com/story/389279972?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=neg-jeon
          
          این لینک بوک منه و خوشحال میشم بیاید و در کنارم باشید تا فیک رو ببرم جلو و شماهم لذت ببرید:))))
          به حمایت های قشنگتون نیاز دارم:)))

Seti656700

کیم تهیونگ و جىٔون‌ جونگکوک تو سن کودکی متهم به قتل عمد میشن و بخاطر اینکه به سن قانونی نرسیدن وارد موسس اصلاح و تربیت که فرقی با زندان یا تیمارستان نداره میشن و چی میشه اونجا همدیگر  ملاقات کنن ؟
          
          -------------------------
          
          تکیه داد به دیوار سرد اتاقش
          زانوهاش و بغل کرد
           یه قطره اشک از چشماش چکید؛)
          آهنگ غمگین زیادی رو مخش بود 
          روش دوتا پتو بود ولی میلرزید
           از سرمای قلب یخ زدش . . .
          از شدت قلب درد چشماشو بسته بود
           که هیچ چیزی حس نکنه
           مدام زمزمه میکرد!
          چیزی نیس! اینم میگذره!
          عادت میکنی عادت میکنی!
          عادت میکنی!!!
          
          
          I think you'd like this story: "Boy A"Vkook"" by Seti656700 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/370335533?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Seti656700
          
          خوشحال میشم نگاهی بندازید :)

Jimin2962

+ مین یونگی تو اونو کشتیش! 
                      - اون بهت دست زد صورتی! 
                     + اون دوست پسر لعنتیم بود تنها کسی که بهم اهمیت میداد!
                     -به هرحال اون بهت دست زد..
                          ════════
          های زیبارو ببخشید بدون اجازه وارد مسیح بوردت شدم 
          خوشحال میشم یه سر به بوکای من هم بزنی لاو
          
          https://www.wattpad.com/story/362754556?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Jimin2962
          
          
          https://www.wattpad.com/story/362497840?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Jimin2962

teakookvreal

ZahraVahidi1