tiny8m1t

سلام قندک‌ها، حالتون چطوره؟
          	از اپ هرتز خیلی وقته گذشته، نه؟ ولی خب بالاخره امروز قراره که پارت جدید گذاشته بشه~
          	بابت این تأخیر و فاصله زیاد بین هر اپ جدی باید معذرت بخوام، ولی یکم نوشتن سه تا فیکشن همزمان سخته. ولی خب به محض تموم شدن یکیشون، قول می‌دم  که فاصله اپ هرتز و در حد توانم هر هفته بشه:)
          	کلی بوس بهتون، امیدوارم که هنوز یادتون باشه این‌بچه‌رو^^

Rovena_Fiction

لحظه یکی شدن عشق با مرگ. زمانی که رویای زندگی زیبا و بدون دردسر فقط تو نوشته های روی کاغذ ممکن میشه.
          
          "چطور به دوباره نفس کشیدن فکر کنم وقتی میدونم ممکنه سینه تو قبل از من از حرکت بایسته عزیزکم؟"
          
          "حالا، تو هم چیزی رو میدونی که میتونه زندگیم رو تهدید کنه."
          
          نویسنده‌ای فراری و فرمانده دورگه کشور ژاپن. باید دید سرنوشت چطور قلب هاشون رو بهم پیوند میزنه. اصلا این عشق میتونی از خاموشی ابدی نجات پیدا کنه؟
          
                                        ***
          
          متاسفم که بدون اجازه اینجا پیام میذارم ولی خیلی ممنون میشیم اگه حمایتتون رو داشته باشیم~~~
          
          https://www.wattpad.com/story/414406613?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Rovena_Fiction

tiny8m1t

سلام قندک‌ها، حالتون چطوره؟
          از اپ هرتز خیلی وقته گذشته، نه؟ ولی خب بالاخره امروز قراره که پارت جدید گذاشته بشه~
          بابت این تأخیر و فاصله زیاد بین هر اپ جدی باید معذرت بخوام، ولی یکم نوشتن سه تا فیکشن همزمان سخته. ولی خب به محض تموم شدن یکیشون، قول می‌دم  که فاصله اپ هرتز و در حد توانم هر هفته بشه:)
          کلی بوس بهتون، امیدوارم که هنوز یادتون باشه این‌بچه‌رو^^

Hyuhwang203

خوشحال میشم یه سر به فیکشنم بزنید
          خلاصہ داستان: دوستی‌ای‌ ڪہ سال‌ها ڪنار هم ساختہ شدہ بود، با یڪ سوءتفاهم آرام‌آرام از هم میپاشد. هیونجین میان خاطرات، حسادت‌ها و حرف‌هاے نگفتہ گیر می‌افتد، در حالے ڪہ هرڪس راہ خودش را می‌رود.
          زمان می‌گذرد، فاصله‌ها بیشتر می‌شود و جاے دوستے گرم‌شان، سڪوتے سنگین می‌نشیند.اما بعضے حرف‌ها حتے وقتے دیر گفتہ می‌شوند، هنوز می‌توانند همه‌چیز را تغییر دهند... . یا فقط یادآورے ڪنند چرا همه‌چیز تمام شد.
          
          ژانر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌, ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌, ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌
          ﻛاﭘﻟ: ﻫﻳﻭﻧﻳﻧ، ﻫﻳﻭﻧﻟﻳﻛﺳ
          ﺩﺭﺣاﻟ آﭘ
          
          https://www.wattpad.com/story/412427839-before-we-become-strangers

byshay

سلاممم زیبای من ⸜(。˃ ᵕ ˂ )⸝
          
          ببخشید که بی‌اجازه اینجا پیام می‌دم.
          
          اگه داستان‌های جنایی و معمایی دوست دارید، گفتم شاید این فیک هم براتون جالب باشه.
          داستان از یه معمای حل‌نشده‌ی ده ساله شروع می‌شه و کم‌کم تکه‌های پازل کنار هم قرار می‌گیرن.
          اگه دوست داشتید، خوشحال می‌شم یه نگاهی بهش بندازید. ♡
          
          
          https://www.wattpad.com/story/412586700?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=byshay

tiny8m1t

سلام عزیزان، امیدوارم که حالتون خوب باشه و سالم باشید. خواستم اطلاع بدم که اپ فیکشن‌ها از اخر بهمن دوباره شروع میشه. سی‌ام بهمن، پنج‌شنبه، منتظر چپتر جدید آمیگدالا و سوم اسفند، یک‌شنبه، منتظر پارت جدید 505 باشید.

tiny8m1t

بچه‌ها چون چندنفر درباره اپ پرسیدن، یه توضیحی بدم. همه در جریان وضعیت هستیم و منم نمی‌دونم این اوضاع تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کنه. اپ همه‌اشون وقتی شروع میشه که بقیه دوباره فعالیتشون رو از سر بگیرن و این زمانش معلوم نیست. تا اون موقع سعی می‌کنم که پارت‌هایی بنویسم و یا حتی اگه تا جایی که شد 505 رو تموم کنم.
          فبکشن‌ها نصفه ول نمیشن و به موقع‌اش از سر گرفته میشن، پس منتظرش بمونید.