user45748224

من دنبال یه رمان می کردم که توش تهیونگ با کوک ازدواج کرده بود ولی یک روز بعد ازدواج تهبونننگ میره و فقط از دور حواسش به همسرش هست کوک هم از تهیونگ متنفر میشه و تصمیم می گیره طلاق بگیره و تو مدتی که تهیونگ نیست نه درس می خونه نه چیزی و فقط پی خوشگذرونیه تا اینکه تهیونگ بر میگرده 

user45748224

من دنبال یه رمان می کردم که توش تهیونگ با کوک ازدواج کرده بود ولی یک روز بعد ازدواج تهبونننگ میره و فقط از دور حواسش به همسرش هست کوک هم از تهیونگ متنفر میشه و تصمیم می گیره طلاق بگیره و تو مدتی که تهیونگ نیست نه درس می خونه نه چیزی و فقط پی خوشگذرونیه تا اینکه تهیونگ بر میگرده 

yasamis1920

پارت جدیدش آپ شد ممنون میشم یه سر بزنین و ووت بدین ♡
          
          نگاهی به صفحه‌ی سیاه‌رنگ زندگی‌ام انداختم... میان سیاهی مطلق... قلبم به دنبال چه می‌گشت که نجوای امید می‌نواخت؟
          و تو اما چه کسی بودی که در انتهای سطر داستان زندگی من، آبی چشم هایت نگاشته شد...
          انگار میان سیاهی زندگی‌ام آمدی تا آبی را زمزمه کنی، فرشته‌ی درد کشیده! و چقدر زیبا نواختی... نجوای نور را.
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=yasamis1920

Elauera

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه اینجا پیام گذاشتم اگه اذیت میشی لطفا پاکش کن.
          من یه فیک جدید شروع کردم که به حمایت نیازه داره اگه دوست داشتی ممنون میشم بخونیش
          https://www.wattpad.com/story/389784326?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=library&wp_uname=S_EOKJIN

Evil_Queens3

از یک چیز مطمئنم؛ شاید اسمش رو بذاری خود شیفتگی، اما من فقط برای مهارت های خودم و وقت شما ارزش قائلم. میدونم بچم قراره دلت رو ببره پس بهش سر بزن. دیدن اسم اکانتت توی جمعمون خوشحالم میکنه. بعد از خوندن این فیک حس های زیادی سراغت میاد اما قطعا پشیمونی یکی از اونا نیست!
          I think you'd like this story: " " by Evil_Queens3 on Wattpad https://www.wattpad.com/story/373528674?utm_source=android&utm_medium=org.thunderdog.challegram&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Evil_Queens3