من دنبال یه رمان می کردم که توش تهیونگ با کوک ازدواج کرده بود ولی یک روز بعد ازدواج تهبونننگ میره و فقط از دور حواسش به همسرش هست کوک هم از تهیونگ متنفر میشه و تصمیم می گیره طلاق بگیره و تو مدتی که تهیونگ نیست نه درس می خونه نه چیزی و فقط پی خوشگذرونیه تا اینکه تهیونگ بر میگرده
من دنبال یه رمان می کردم که توش تهیونگ با کوک ازدواج کرده بود ولی یک روز بعد ازدواج تهبونننگ میره و فقط از دور حواسش به همسرش هست کوک هم از تهیونگ متنفر میشه و تصمیم می گیره طلاق بگیره و تو مدتی که تهیونگ نیست نه درس می خونه نه چیزی و فقط پی خوشگذرونیه تا اینکه تهیونگ بر میگرده