Daftar untuk menyertai komuniti bercerita terbesar
atau
عزیزهای من، امیدوارم حال جسمی و روحیتون خوب باشه.متأسفانه روزهای تاریکی رو داریم میگذرونیم؛ اما میخوام بهتون بگم که شماها همگیتون، نور هستید.بابت وقفهای که توی آپلود آکویا پیش اومد ازتون عذر می...Lihat semua Perbualan
Cerita oleh 𝙎𝙞𝙡𝙫𝙖𝙣𝙖
- 9 Cerita Diterbitkan
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ
110K
10.1K
76
• خـلاصـه:
او نیمهی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشمهایش را دیدم، میدانستم او را «ق...
𝗗𝗢𝗥 ᴷᵛ ᵛʳ
11.2K
1.4K
37
• خـلاصـه:
رِدویل، آشپز ماهری که بهخاطر دعواهای مکرر توی یکی از مجللترین رستورانهای سئول، از کار اخراج می...
𝗗𝗢𝗥 ᵛᵏ ᵛʳ
14K
1.7K
37
• خـلاصـه:
رِدویل، آشپز ماهری که بهخاطر دعواهای مکرر توی یکی از مجللترین رستورانهای سئول، از کار اخراج می...