Inscrivez-vous pour rejoindre la plus grande communauté de conteurs
ou
بالأخره بعد از مدتها، من و پسرهام اینجاییم.امیدوارم حالتون خوب باشه و ما رو فراموش نکرده باشید.این بار هیچ وقفهای نخواهیم داشت و قراره در کنار فولشدن فصل یک آکویا، پسرهای جدیدم رو هم براتون آپ...Afficher toutes les Conversations
Histoires par vk_dusk
- 9 Histoires Publiées
𝗗𝗲𝘀𝘂𝗹𝘁𝗼𝗿𝘆
55K
4.6K
21
• خـلاصـه:
درست موقعی که با خودمون زمزمه میکنیم "دیگه از این بدتر نمیشه" صدای خندهی تمسخرآمیز سر...
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ
155K
13.5K
80
• خـلاصـه:
او نیمهی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشمهایش را دیدم، میدانستم او را «ق...
𝗢𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲 ᴷᵛ ᴬᵁ
398K
41.3K
52
• خـلاصـه:
کیم تهیونگ مجبور میشه مدتی به جای مادرش توی محل کارش حاضر بشه؛ اما فکرش رو هم نمیکنه رئیسِ مادرش...