zurva_n

اگر یه نگاهی به فیکم بندازید خوشحالم می کنید .
          
          خلاصه:
          در دنیایی که رایحه‌ها حکم صادر می‌کنند و خون‌ها سرنوشت را می‌نویسند، «پارک جیمین» مقتدرترین آلفای هلدینگ ققنوس، بر قله‌ی غرور ایستاده بود. برای او، امگاها تنها لکه‌های ضعفی در تابلوی قدرت بودند؛ تا آن شب شوم در کلاب لوسیفر، جایی که غرورِ پولادین او در تله‌ی انتقامی شوم گرفتار می‌شود.
          
          ​«جئون جونگ‌کوک»، دانشجوی هنری که هویتِ ممنوعه‌ی خود به عنوان یک «انیگما» را پشت نقابِ سادگی پنهان کرده، تنها کسی است که شاهد فروپاشی جیمین می‌شود. او برای نجات آمده بود، اما برخورد فرمون‌های وحشیِ الفا، هیولای خفته‌ی درونش را بیدار می‌کند تا جفت مقدر شده خود را تصاحب کند. با مارک و نات شدنِ جیمین توسط یک انیگما، قانون طبیعت به زانو درمی‌آید: آلفای مقتدرِ ققنوس، در فرآیندی دردناک، در حال از دست دادنِ قدرت آلفایی خود و تبدیل شدن به یک «امگای» است؛ موجودی که همیشه از آن متنفر بود.
          
          پس از چهار ماه گریز، دست تقدیر جونگ‌کوک را به بند می‌کشد. حالا در میانِ مخروبه‌های غرور وارث ققنوس ، معامله‌ای خونین شکل می‌گیرد: یک ازدواج اجباری. هنرمندی که از قدرت بیزار است، باید نقشِ جفت مقتدرِ جیمین را بازی کند تا جای خالی مانده وارث ققنوس با قدرت خاص و کمیاب یک انیگما پرشود. 
          
          در این جابه‌جاییِ بی‌رحمانه‌ی قدرت، مرز میان نفرت و تمنا کجاست؟ آیا این پیوند، سقوطی به اعماق تاریکی است یا مسیری به سوی نورِ عشق؟
          
          https://www.wattpad.com/story/403096640?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=zurva_n

VK-Cheri

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه توی مسیج بوردت پیام میزارم ‌‌..
          من تازه کارم رو توی واتپد شروع کردم و خوشحال میشم اگر دوست داشتید یه سر به فیکم بزنید..
          
          
          خلاصه : 
          گاهی فرار از تاریکی ، تاریکی عمیق تری به دنبال داره
          نخ سرنوشت بی اجازه اونها در هم تنیده شده بود تا زندگی رو رغم بزنه که با بوی غم و سیاهی خون خو گرفته.
          پسر بیست ساله ای که در تقلای زنده موندن با افرادی اشنا میشه که ادعای عجیبی راجب اون دارن و گرفتن دستهایی که به سمت اون دراز شدن اون رو با گذشته راز آلودش رو به رو میکنه.
          شاید از ابتدا گذشته همان آینده بود و آینده گذشته ای که ازش فرار میکرد..
          و هیچ کس نمیدانست پایان این گرداب بی پایانِ زمان چه بهایی برای شکوفه عشقش خواهد داشت !
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri

ZahraVahidi1

yaya___gh

pari_ac

کیم نامجون،برای انتقام..عشقت رو انتخاب میکنی یا دشمنت رو؟!
          ولی این عشق گناهه..منو ب این گناه الوده نکن
          فیک نامجین..حتما سر بزنید
          https://www.wattpad.com/story/341041653?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=pari_ac&wp_originator=BjYXluCQgkk%2Br%2BKXcxDZhyWmWEZU6YLQZ6dLHIr4p8Aryuk3N6iRf3WscK6YCGmeGqSXIKsm0HfOFQMebEf9kmSj0m9mELzLxAO8s9Wacrf3khNwYQ7GJabFISDyAozL