Sign up to join the largest storytelling community
or
Story by 𝖽𝖺𝗐𝗇
- 1 Published Story
Muddy Kisses
2.8K
622
8
یک پسر خسته، از دل شلوغی شهر به خاکِ آروم روستا پناه میبره. جایی که بوی خاک بارون خورده، صدای بلبل و یک جفت...