zahrazarimooferferi
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
هی گایز من کامل برگشتم و میدونید امروز صبح نشستم یه فیکو خوندم و الان تمومش کردم و میدونید الان چه مرگمه دارم زار زار گریه میکنم بابا خب قلبم درد گرفت چرا نمینویسید تو ژانرای داستاناتون که سد انده یا هپی انداان فیک three strangersرو خوندم خیلی داستان خوبی بود ولی اخرش یهو با مرگ ته تموم شددددددد اخه چراااااااا ته ته مظلومم دلم براش سوختتتتتت چرااااااااا خدااااااااا بابا قلبم بخدااااا درد میگیرهههههههههه
چراااااااا
خدایی نامردید اگه تو اطلاعات فیکتون سد اند یا هپی اندیشو مشخص نکنید
zahrazarimooferferi
هی گایز من کامل برگشتم و میدونید امروز صبح نشستم یه فیکو خوندم و الان تمومش کردم و میدونید الان چه مرگمه دارم زار زار گریه میکنم بابا خب قلبم درد گرفت چرا نمینویسید تو ژانرای داستاناتون که سد انده یا هپی انداان فیک three strangersرو خوندم خیلی داستان خوبی بود ولی اخرش یهو با مرگ ته تموم شددددددد اخه چراااااااا ته ته مظلومم دلم براش سوختتتتتت چرااااااااا خدااااااااا بابا قلبم بخدااااا درد میگیرهههههههههه
چراااااااا
خدایی نامردید اگه تو اطلاعات فیکتون سد اند یا هپی اندیشو مشخص نکنید
angeliclilies
سلام عزیزم اگه به فیک های بی تی اس و بلک پینک و همینطور ژانر عاشقانه معمایی مهیج و فراطبیعی و یکم
هم ترسناک علاقه داری خوشحال میشم به فیکم سر بزنی و نظرتو بگی
https://my.w.tt/MxCkmGQcfbb
امیدوارم که خوشت بیاد و لذت ببری❤️✨
zahrazarimooferferi
@grayangelic سلام لاوووو حتما اگه وقت کردم میخونمش تافعلن میزارم تو کتابخونه که خیالت راحت شه خوبه؟
•
Reply
zahrazarimooferferi
بازم ببخشید واقعن که نمیتونم تک به تک بهتون بگم لاویوووووو گایززززز اند گودددددد بااااییییییی
مواضب خودتون باشینااااااااا
zahrazarimooferferi
گایززز سلاااامممممم نمیدونم منو فالو کردید یا نه و اینکه این پبامو میبینید یانه ولی بازم همینجا میگم چون سرم شلوغه و نمیتونم به تک تکتون بگم عزیزاااممممممم
من یه چند وقتی نیستم و خب دلیل بدی ام نداره نگران نشید یه وقت عجقااامممممم
ممنون که همیشه هستین گفتم که ناراحت نشین یه وقت خدایی نکرده که بی وفایی و اینجور چیزا نشه و اگرم تا الان بوده ببخشید
لاویووووووو گایززززززززز
zahrazarimooferferi
@sugamria هیچی عزیز یکم حال ندارم ینی حال هیچی میرم که بعد از حال خوبم برگردم
•
Reply
chimy00
اونیییییی
میص یووو *بغض
zahrazarimooferferi
@chimy00 دریااااا جونیییی دونسنگگگگ مموشممممممم من بیشتر دلم برات تنگ شدههههه هقققق ببخشید من این روزا حال هیچی ندارم نمیتومم زیاد اینو ر اونور باشم از فردام که باید استریم و شروع کنیم برای کامبک پسرا
•
Reply
pumpkin448
چه خبر خوشگله؟
pumpkin448
@zahrazarimooferferi اره والا منم دلم میخواد گوشی خودشون رو ازشون بگیرم بدونن چه حس مزخرفیه
•
Reply
zahrazarimooferferi
خیلی نامردیه اخه بلدید جور دیگه جوابمونو بدین زورشون نمیرسه گوشیرو میگیرن
•
Reply
kim_bunny2020
سلام عزیزم( ˘ ³˘)♥
من اولین کارمو که ویکوکه رو پابلیش کردم ولی زیاد مورد توجه قرار نگرفت
خوشحال میشم افتخار بدی و بخونیش خوشکله(๑♡⌓♡๑)
و اینکه ببخشید اومدم تو مسیج بوردت امیدوارم ناراحت نشده باشی اگه ناراحت شدی پیاممو پاک کن(。•́︿•̀。)
https://my.w.tt/jltrbi880ab
kim_bunny2020
@kim_bunny2020 اره عزیزم این امتحانای مسخره... مرسی عشقمممم❤️❤️❤️❤️❤️ کلی مرسییی مهربوووووون(๑♡⌓♡๑)
•
Reply
zahrazarimooferferi
@kim_bunny2020 اخجوننننننن هپی اندههههههه من هپی اند خیلیییی دوسسسسس دالمممممم
•
Reply
tierravlvr
چه آیدی قشنگی
خنده*
zahrazarimooferferi
یه روزی تو همین روزا بود که به دنیا امدم
امدم اما نفهمیدم کجا امدم
همش گریه میکردم یه حال عجیبی داشتم
انگار میدونستم اینجا قراره بد گرفتار شم
قسمت ما هم این بود اما چرا بد بود همش
میشندیم زمزمه ها را سر انتخاب اسمم
یه هو چشمامو باز کردم نمیدونی با چه عذاب
همون جا گفتن اسمشو میزاریم مهراب
کاشکی راهمو به این دنیا یه جوری میبستم
مثل یه سریا که اون موقعه سر زار میرفتن
بقیه عادت دارن به این دنیا خیلی وقته
انگار یکی میگفت نرو ته این زندگی خیلی تلخه
یکیشون شد غم خور دردام صداش میکردم مادر
یکیشون را زبونم میگرفت صداش کنم پدر
گریه میکردم نمیزاشتم رو گونه هام بشینه
نمیدونستم این داستان تا همینه
نمیدونستم چقدر راه های شهر منتظرن واسه بچه پاینی که پول نداره واسش بدن
کوچه های پاین شهر آبرومو میبری تو رو خدا اقا یه بادکنک از من میخری
شیششو میداد بالا گازشو میگرفت میرفت
دود اون ماشین لعنتیش تو چشم من میرفت
یکیشون میخندید به دود گرفته پای چشمم
یکیشون اعصاب نداشت یه مشت گذاشت پای چشمم
چرا خوشبختی واسه ما آدرسو اشتباه میاد
چهار راه بالای شهر ناله هامو میشنوی این بچه ها گشنه میخوابن چرا دم نمیزنی
یکی از جیب خودش واسه خودش قرض میکرد
یکی کیسه خلیفه واسشون نذر میکرد
یکیشون میگفت عیب نداره یه روز بزرگ میشن
یکی با سیلی سرخ صورتشو سبز میکرد
مهراب_کاغذ رنگی