Select All
  • How To Murder Your Own Family | Jenlisa
    26.2K 4.1K 26

    [Completed] چرا تا حالا سعی نکردم خانواده‌ام رو بکُشم؟ این سوالیه که نوجوون‌هایی مثل لیسا هر روز از خودشون میپرسن. Cover by lisarius

    Completed   Mature
  • Kill that BITCH
    4.8K 227 2

    اون هرزه رو بکش . •تا قبل از اینکه با جنی آشنا بشه ، حتی نمیدونست همچین روستایی اطراف بوسان وجود داره. حتی فکرش رو هم نمیکرد که یه روز توی کوچه های سرد و تاریکش دنبال خونه جنی بگرده. ولی الان ، با انگشت های یخ زده و کفش های خیس ، بدون اینکه ذره ای رنجش توی حالت صورتش باشه ، داشت سعی میکرد از بین خونه های اطرافش ، خونه...

    Completed   Mature
  • Lend Me Your Jacket | Jenlisa
    7K 1.1K 12

    [Completed] "ژاکتت رو بهم قرض بده!" لیسا با نام مستعار "آلیس" معروف‌ترین نویسنده مانهوا با محتوی "گیرل‌لاو"عه اما کسی نمیدونه توی زندگی واقعی و به دور از لپ‌تاپش، هر روز به دنبال یه بهانه می‌گرده تا به زندگی خودش پایان نده. ژانر: فن‌فیکشن-رمانس-فلاف کاپل: جنلیسا، لیسرین

    Completed   Mature
  • Shallow grave
    2K 259 5

    جنی دیگه هیچ وقت این تیشرت مشکی رو نمیپوشید. دیگه هیچ وقت بوی عطرش توی اتاق نمی‌پیچید و قبل از خواب لیسا رو نمی‌بوسید. واقعیت مشت شد و توی سینه لیسا کوبیده شد. *جنی هیچ وقت قرار نبود برگرده.* Tragedy, Smut, Angst

    Completed   Mature
  • SILLAGE | CHAENNIE
    881 175 7

    Mature
  • 𝑻𝒉𝒐𝒓𝒏𝒔
    2.7K 485 10

    پارک چهیونگ، قاتل سریالی تحت تعقیبی که آوازهٔ جنایت هاش در تموم شهر پیچیده؛ چی میشه اگه کارگاه پلیس، کیم جنی وظیفه رسیدگی به این پرونده رو به عهده بگیره؟!

    Mature
  • 𝖫𝗈𝗌𝗍
    207 49 1

    _ می‌دونی درواقع، همه ما گمشده‌های درحال تلاشیم.. درحال تلاش برای پیدا کردن خودمون؛ جایگاهمون.. و چیزی که هستیم! کیم‌جیسو، نویسنده‌ای که برای رسیدن به رویاهاش خیلی چیزها رو به دست فراموشی سپرده، حتی خودش رو..یک شب اما توی بار با دختری به اسم‌کیم‌جنی آشنا میشه . • گمشده • رئال، برشی از زندگی، درام • جنسو

  • your chaeyoung [oneshot]
    386 94 1

    "دلم برای اولین و آخرین آدمی که دوست داشتم تنگ شده." 🎼 angest, romance

  • Cherry
    774 74 1

    •همچنان توی اتاقش بود و هیچ کس کنارش نبود. ملحفه های تختش مرتب بود و لباسش هنوز تنش بود. از خوابی که دیده بود خجالت میکشید. خوابیدن با یه دختر زیر سن قانونی وحشتناک بود؛ ولی جنی، واقعا راضی به نظر میرسید.

    Completed   Mature
  • Hot Chocolate
    1.5K 170 1

    صبح روز بعد, رزی از همیشه خوشحال تر و زیباتر بود. گردنبند طلایی رنگی که آبنبات الماسی کوچیکی پایینش آویزون بود روی گردنش میدرخشید. به همه لبخند میزد. اگر کسی سس شکلات اضافه میخواست براش بیشتر از حد معمول میریخت. به گلهای کنار پنجره آب داد. برای گنجشک های روی درخت کنار کافه, خورده های کیک ریخت و برای بچه هایی که از مدر...

    Completed  
  • Quotes from Books
    206K 22.2K 200

    نقل قول از كتابها.

    Completed