Select All
  • +SLOWDANCE+ drarry au
    199K 10.3K 30

    lighten up, draco, it's only one slowdance. . harry finds a note in his locker from a stranger determined to take him to the yule ball. . harry potter + draco malfoy non-magic au

    Completed  
  • Text Me? {Drarry}
    292K 9.6K 32

    In a AU where wizards text... and Draco Malfoy has Harry Potters number. Things just might get interesting. ?Drarry ? BoyxBoy ?Mainly text messages

  • How to kiss a wizard (Persian translation)
    27.9K 4.4K 16

    هری پاتر تو همه چیز خوبه.... به جز بوسیدن. وقتی فهمید روی جینی کراش داره،چه کسی بهتر از دراکو مالفوی بود که بهش مهارت بوسیدن رو یاد بده؟ Persian translation- Written by: Reasonstosmileathome Drarry fanfiction

    Completed  
  • Pansy's plan {Persian Translation}
    13.9K 1.9K 6

    [Completed] پنسی توی سال هشتم به هرماینی نزدیک میشه و بخاطر همه کارهایی که این چندساله کرده عذرخواهی میکنه و اون ها یه نقشه میکشن تا هری و دراکو رو بهم برسونن. Credit to: @_BeccaMae

    Completed  
  • LOST IN YOU [DRARRY]
    36.3K 5.4K 20

    جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...

    Completed  
  • Big Secret|drarry
    21.8K 3K 30

    30 پارت تکمیل شده! بوک 1

    Completed   Mature
  • We Might Be Dead By Tomorrow
    34K 6.5K 99

    تو روشنی قلب منی؛ خودم را به هدر نداده‌ام!... 🌿 Give me all your love now 'Cause for all we know We might be dead by tomorrow... 🌿 #هپی_اند #happy_end By:imrockcandy🍭

  • Always [Drarry]
    41.3K 5.9K 37

    هری یه نقاشی پاره پاره شده بود، و دریکو کسی که این شاهکار رو میپرستید.

  • two of us
    4.4K 496 5

    داستانی در سال ششم هاگوارتز کاپل:دراری

  • "T Of Touch"
    1.2K 169 1

    هری پاتر فکرش رو نمیکرد روزی عشق پنهانیش نسبت به دراکو مالفوی توی همچین دردسر شیرینی بندازتش!

    Completed   Mature
  • A study in love [Johnlock]
    1.5K 208 3

    On hold همه چیز با یک سفر شروع شد. رفتار های شرلوک عجیب و غریب شده بود، و همه فکر میکردند این فقط بخاطر استرسه. پس تصمیم گرفتند تا با جان به فیجی سفر کنند. با این حال، سفری که قرار بود یک تعطیلات ساده و آرامش‌بخش برای دوری از استرس شغل کارآگاهی باشد، تنها دری به روی اضطراب و پریشانیِ بیشتر باز کرد. زمانی که جان متوجه...

    Mature
  • The Last Soldier
    2.4K 408 19

    (Marvel) *کامل شده * هایدرا ممکنه نابود بشه ...اما تفکرش ...هرگز

  • Bleeding Heart [Drarry]
    2.1K 310 4

    عشق بازی بیرحمانه ایه، مگر اینکه خوب و درست بازیش کنی!

  • SHERLOCK: ༺meet again_دیدار دوباره༻
    289 32 2

    هیچ‌چیز همیشگی نیست. نه مرگ و نه زندگی... نه اخلاق خوب و بد آدما... نه لحظات بدون مشکل و غم، و نه اون تلخی‌هایی که شیرینی زندگی رو به فراموشی میفرستن... نه. هیچ‌چیز همیشگی نیست. جز تغییر!

  • (روح شکسته)
    372 70 3

    بعد از تبعید شرلوک او در اولین ماموریت خود در صربستان ناپدید میشود.برغم تلاش های فراوان مایکرافت برای پیدا کردن برادرش او به هیچ نتیجه ای نمیرسد.درست زمانی که همه دارند با این تصور تلخ که شرلوک هلمز از دنیا رفته کنار میایند،او به طرز عجیبی پیدا میشود!ولی صدماتی که در این مدت به او وارد شده اورا از نظر جسمی و روحی شکنن...

  • 𝐓𝐡𝐞 𝐁𝐢𝐠𝐠𝐞𝐬𝐭 𝐢𝐬𝐬𝐮𝐞
    2K 271 19

    وقتی بعد از دوسال بفهمی زنده بوده چه حسی داری

    Mature
  • Evidence
    596 63 4

    - همیشه سعی داری مخفیش کنی - ببخشید؟! - احساساتت رو می گم شرلوک پوزخندی زد و با تمسخر جواب داد: - اوووو و دقیقا احساساتم نسبت به چی؟ - احساست نسبت به جان شرلوک مبهوت به فکر فرو رفت

  • Red Roses & Milk
    14.8K 2.5K 33

    [Johnlock][جانلوک] تو کوچه پس‌کوچه های شهر بزرگ لندن، یه دختر ۱۶ ساله میدوه. عشق شکارشه. مخصوصا غنچه‌های عشقی که زیر برف‌های سنگین بیتفاوتی و حماقت مردم، هیچوقت فرصت شکوفا شدن نداشتند. غنچه‌ای توی طبقه‌ی دوم بیکر بی۲۲۱ ده ساله که زیر برف مونده. دست‌های دختر مو قرمز از کنار زدن برف‌های بیشمار، زمخت و سوخته شدند. هیچکس...

    Completed   Mature
  • John's best birthday
    6.9K 1.3K 9

    ♡جانلاک|johnlock ♡ •▪︎• Rankings : #John🥇 #Sherlock🥈 #JohnWatson🥈 #johnlock🥇 #شرلوک🥇

    Completed  
  • A Thousand Apologies
    5.6K 822 12

    - چند روز دیگه میشه دو هفته‌ که با هم زندگی میکنیم. شروع به حل پرونده کردیم. من راجع به پرونده ها مینویسم. مشکل پام برطرف شده و خانم هادسون وقتایی که تو نیستی بهم میگه حال تو هم بهتر شده! و من شنیدم وقتی لوکاس گفت که تو قبلا با مرد ها قرار میزاشتی. فکر میکنی شانس اینو داشته باشم که بیشتر بشناسمت؟ نه به عنوان یه هم‌خون...

    Mature
  • Rain forest
    4.8K 754 18

    بوی عود جنگل باران و صدای ویولون فضا را پر کرده بود. "فک میکنی اونا بتونن بهمون کمک کنن" برای چند لحظه صدای برخورد آرشه و سیم متوقف شد . از پنجره نگاهی به زوج جلوی در نداخت. "اوه جان عزیزم باور کن هرکسی میتونست همه ی معماها رو حل کنه اگه تمام صفحه رو میدید."

  • D-Day
    5K 1K 30

    *کامل شده * Even if we are in the middle of the war, I will kiss you

  • Kisses of Touches
    8.2K 904 26

    این یکیو برای خاموش و سایلنت کردن مغزم تا دوسال، بعد کنکور فاکی، از وانشات های در هم ریخته و افکار شبانگاهی پر میکنم. برای اینکه زیاد وقت‌گیر نباشه و فقط فانتزی هام تراوش کنن بیرون وانشات‌هایی از جانلوک مینویسم. 🌧آپدیت نامنظم 🌧حاوی هر چی تو ذهنم باشه 🌧بدون ادیت و غالبا بدون دنباله (چون نمیخوام وقت و نیرو و درگیری ذ...

  • The warmest sound
    6.5K 1.3K 29

    *کامل شده * (اینم سفارشیه برای شخصی) Just close your eyes and imagine a time when the sea waves calm your heart and caress the warmth of the shore of your soul.

  • Your Old Scarf
    7.1K 1.2K 24

    یک سال و نیم بعد از سقوط رایخنباخ،جان واتسون هنوز هم شب‌ها شال‌گردن شرلوک هلمز را می‌پوشد...اما شالگردن کمکی به کابوس های جان نمی‌کند؛جان رازی دارد که حتی تراپیستش هم از آن با خبر نیست....

  • x battalion
    8.4K 1.3K 53

    Crossover=(Marvel _bbc sherlock) *کامل شده * عشق مثل توی داستانا نیست اونجا قشنگه اما توی واقعیت ، عشق مثل یه شکنجه گر کاری میکنه برای مردن بهش التماس کنی

  • Repatriate
    3.1K 510 23

    (تکمیل شده ) (برای کسی که خیلی دوسش دارم ) How far I run With the imagination of your foot print I never go astray

  • All his unshed tears
    2.7K 477 14

    * کامل شده * Just wrap me in your arms I am lost

  • devil of my life[Jhonlock]~~by wings(persian)
    2K 287 11

    جان:تو دقیقا چیکار کردی شرلوک:جان برات توضیح میدم خواهش میکنم بدون توجه بهش به سمت اتاق خوابشون رف ساکتو در آورد و لباساشو توش پرت میکرد شرلوک:داری چیکار میکنی جان:من برات کافی نبودم نیازی به وجودم اینجا نیس جان قدماشو به سمت در اتاق تغییر داد شرلوک خودشو جلوی در انداخت شرلوک:نمیزام بری جان:برو کنار نمیخوام آخرین باری...

    Mature
  • not important
    1.7K 159 6

    یه سری وانشات همین جوریه جانلوکی