𝗕𝗹𝗼𝗼𝗱 𝗮𝗻𝗱 𝗯𝗲𝘁𝗿𝗮𝘆𝗮𝗹
"از خون متنفرم، اما تو خون رو جلوی چشم من آوردی..." "از خیانت متنفرم، اما تو به من خیانت کردی..." "از دروغ متنفرم، اما تو به من دروغ گفتی..." ولی با این حال من هنوز دوستت دارم،روانشناسِ دیوونه...چرا؟!
"از خون متنفرم، اما تو خون رو جلوی چشم من آوردی..." "از خیانت متنفرم، اما تو به من خیانت کردی..." "از دروغ متنفرم، اما تو به من دروغ گفتی..." ولی با این حال من هنوز دوستت دارم،روانشناسِ دیوونه...چرا؟!
"_ دوسم داری؟ +خب...تو همسرمی _ پس عاشقمی؟ تهیونگ با دیدن سکوت جنی، لبخند تلخی میزنه : یونگی... نه؟ بازم جوابی دریافت نمیکنه : دوسش داری؟ دست جنی رو که تصمیم به سکوت گرفته، میگیره و میگه : خودتو ناراحت نکن فقط میخواستم بدونم اگه یه روز نباشم، یکی هست که دلش برام تنگ بشه یا نه!" وضعیت : پایان یافته نام : مرگ تدریجی ...
فکر می کردم جیسو ازتون عاقل تره که دیدم نه ... جنی که کله شق تر و بدتر از شماست... لیسا هم که باید بزور بگیریش دوباره سر از کلانتری در نیاره بخاطر دعواهاش! رزیم که شریک جرمش. Blacktan ... ژانر: عاشقانه، کمدی
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| من و سه خواهر ناتنیم برای خونه جدیدمون هم خونه نمیخواستیم! مخصوصا هم خونه های وحشتناکی که هر لحظه نقشه ریختن خونمون رو میکشیدن و به ما به چشم،عروسک های کوچولوی بی گناهی، برای خونه عروسکیشون نگاه میکردن... -این فیک دارای دو فصل میباشد 🥀
☯کامل شده☯ _دروغ گفتی که دوسم داری. دروغ گفتی که میخوای مارکت کنم...تمام حرفهات دروغ بود... به چشمهای متعجب جفتش نگاه کرد و لبخند غمگینی زد. _تو هیچ وقت عاشق من نبودی...تو... نفس سنگینی کشید و بغضش رو همراه با عصبانیت قورت داد. _تو فقط عاشق عشقی که بهت داشتم شدی! ☯آلفای من☯ 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄 : 𝐓𝐚𝐞𝐧𝐧𝐢𝐞 / 𝐍𝐚𝐦...
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| • من رو یادت نمیاد؟! راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی... ولی میدونی چیه؟ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره... راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا...
زمانی بود که خوناشام هارو فقط داخل کتاب های تخیلی و افسانه ای میشد جست و جو کرد و اما کی باورش میشد روزی تمام مردم تحت سلطه ی خوناشام ها قرار بگیرن؟ خوناشام هایی که بعد از نابودی زمین و انقراض بسیاری از انسان ها و موجودات، به فکر تشکیل یک امپراتوری افتادند و حالا...در جهانی که انسان ها درون دیوار های عظیم امپراتوری ز...
در آنجا هرکس نزدیکترین کسانِ خویش را میدرد و این، آغازِ "دوزخ" است! - کمدی الهی، دوزخ { دانته آلیگیری } • 𝐕𝐈-𝐈-𝐈 • °𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐈𝐧𝐭𝐞𝐥𝐥𝐢𝐠𝐞𝐧𝐜𝐞 •ʙʏ ʀᴀᴇʟ
✯" حسادت، دروغ، خشم، کینه، لجاجت و حتی شهوت، مشکلاتی که یه سری نوجوون بی فکر با تجربه کم باهاش دست و پنج نرم میکنن و این "زندگی لعنتی" عه که تصمیم میگیره اونا رو با این همه مشکل به کجا برسونه. آیا اونا میتونن از حسادت بقیه به دور باشن؟ یا از دروغ در امان باشن؟ یا حتی اینکه بتونن خشم و شهوتشون رو کنترل کنن؟ ══════════...
◉ نام فن فیک: #ماه_قرمز ◉ ژانر: درام_عاشقانه_خوانندگی_کلاسیک • ◉ خلاصه: آدم های احمق زیادی توی دنیا هستن که با ماسک های روی صورتشون هویت اصلیشونو پنهان میکنن و فکر میکنن که هیچوقت لو نمیرن. شاید برای بقیه سرنوشتشون تعیین شده باشه ولی برای کیم جنی هرگز...به خودخواهی خودت میشم و لطفتو بهت بر میگردونم...منتظرش باش کیم ته...
پولدار بودن مساویِ با عوضی بودن. این یه فکت ثابت شدهست. همه چی از همون مدرسه شروع شد...یه اتفاقي مثل جرقه بود...جرقه ای بود که قلبها رو بهم اتصال داد. چهارتا پسر که خرپولن و همه دخترا براشون میمیرن...پسرایی که دخترا رو فقط برای یه تجربه میخوان حالا واقعا قلبشون داره بخاطر چندتا دختر عادی و دردسر ساز تند میزنه؟ ۴ تا د...
فیکشن تاریکی در دور دست وجود دارد" چکیدهای از فیکشن: برای فرار از صیغه شدن، از گوریو به سرزمین هان رفتم تا برادرمو پیدا کنم! اما به طور ناخواسته با هویت یک مرد وارد ارتش شدم و با شاهزاده تهیونگ رو به رو شدم... اون هویتمو فهمید و منو همراه خودش ساخت تا به گوریو برگردونه! اما توی راه ماجراهایی پیش اومد که... ژانر: تاری...
[ شاید همهء داستان های عاشقانه پیچیده و دردناک نباشه ! عشق با چهره های مختلف خودش رو به ما نشون میده و چهره این داستان عاشقانه فقط سعی میکنه عشق رو به ساده ترین شکل ممکن نشون بده ! شاید به نظر بیاد چهره عشق این داستان بزرگ و اساطیری ای نیست اما کجای دنیا نبض زندگی یه نفر شدن چیز کم و ساده ایه ؟ ] - سعی کردم یه داستان...
"دزدان دریایی" کاراکتر:جیمین (BTS). جنی (BP). جونگ کوک (BTS). رز (BP). هوسوک (BTS) ژانر:دزد دریایی، رمنس، اکشن، فانتزی "سال 1789 قیام قاتلانی باستانی به اسم اساسین ها، گروهی که در سایه ها و برای مردم میجنگن... یک دزد دریایی و یک اساسین با عشقی تمام شده از گذشته ای پیچیده.. اما آیا سرنوشت اونا رو دوباره به هم بر میگردو...
[ بس کن مادر ، شیطان برگشته تا معشوقش رو نجات بده ] Black devil s02 Cupel : Taennie, Roskook , Kookmin _ حتما پارت اول [ نامه بازگشت ] رو بخونید تا متوجه موضوع بشید برای خوندن قسمت های قبلی به این اکانت برید @NiNi22_22 هردو اک رو فالو داشته باشید و هردو بوک رو توی ریدینگ لیست اد کنید
"از عرش به فرش رسیدن چه حسی داره جنی کیم؟!" میتونی باز هم احساس غرور و افتخار داشته باشی.. میتونی باز هم خودتو شاهدخت این قصر بدونی.. ولی یادت نره..! تو باز هم...باز هم همون پادوی بی ارزش باقی می مونی..!