Chanilla-Stay
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
سلام ریدر های قشنگم خوبید؟
چیزی که میخواستم بگم این بود که به دلیل مشکلی که برام پیش اومده نتونستم هفته پیش پارت های Moment you were found رو آپ کنم (I'm so sorry )
و شنبه امتحان آیین نامه دارم پس به دلیل اینکه هفته پیش نتونستم پارت هارو آپ کنم این هفته روز یکشنبه به جای 2 پارت 3 پارت رو براتون آپ میکنم (:
چطوره؟ راضی هستید؟
ممنون میشم حمایت هاتون رو ادامه بدید و انگیزه نوشتنم باشید (:
بوس به همتون (Chanilla)♡♡♡
Theaurrora
جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
-"من اون فرشتهای نیستم که تو تو خیالهات ساختی، لی مینهو... من زهر میریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف میکنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
حالا بگو، میتونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود میکنه؟"
اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع میشه ولی آرومآروم کشیده میشی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل میسازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora
afoxinthewoods
سلام! ببخشید برای اینکه بدون اجازه پیام میفرستم.
این اولین فیک منه، ممنون میشم بهش فرصت بدی!
https://www.wattpad.com/story/400713498?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=afoxinthewoods
hyunnxx00
https://www.wattpad.com/story/399602499?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=hyunnxx00 سلام. توی این دنیایی که پر شده از داستانهای تکراری، من خواستم یه جهان متفاوت خلق کنم. کتابی که نوشتم اسمش دنیای "ایلمرا"ئه؛ داستانی فانتزی با فضای تاریک، شخصیتهایی با گذشتههای پیچیده، و عشقی که ساده و سطحی نیست. روایتی از جادو، قدرت، زخمهایی کهنه و احساسی که آهسته و عمیق شکل میگیره. مرکز داستان حول سه شخصیت ساخته شده: فلیکس، وارث قدرتی ممنوعه با قلبی پر از سکوت. هیونجین، نگهبانی که گذشتهاش از او یک سایه ساخته. و هان جیسونگ، جادوگری که قانونها رو نه تنها میشکنه، بلکه از نو میسازه. همهی اینها در دنیایی به اسم «ایلمرا» شکل میگیره؛ با نقشه، مناطق جادویی، سلسلهمراتب قدرت و قوانینی که هر قدم خلافشون، یک مرگ خاموشه. اگر دنبال داستانی هستی که فقط سرگرمت نکنه، بلکه حست رو هم درگیر کنه، خوشحال میشم بهش سر بزنی و نظرتو برام بنویسی. خوانندهای که میخونه، ادامه دادن داستان رو واقعیتر میکنه.
Chanilla-Stay
سلام ریدر های قشنگم خوبید؟
چیزی که میخواستم بگم این بود که به دلیل مشکلی که برام پیش اومده نتونستم هفته پیش پارت های Moment you were found رو آپ کنم (I'm so sorry )
و شنبه امتحان آیین نامه دارم پس به دلیل اینکه هفته پیش نتونستم پارت هارو آپ کنم این هفته روز یکشنبه به جای 2 پارت 3 پارت رو براتون آپ میکنم (:
چطوره؟ راضی هستید؟
ممنون میشم حمایت هاتون رو ادامه بدید و انگیزه نوشتنم باشید (:
بوس به همتون (Chanilla)♡♡♡
skz_fiction
"-نمیتونی تصور کنی چه ماموریت هایی گذروندم که اجازه بدن وارد ارتش بشم..."
"+مهم نیست... برای من هیچ چیز جز قلب آدمها مهم نیست"
"-اگه... اگه هنوز نمیتونی بهم اعتماد کنی، میخوای تو هم چیزی رو بدونی که نباید؟ اینجوری مساوی میشیم...!"
استعمار کره توسط ژاپن، دورانی که خائن ها و معترض ها هردو لایق مرگ اند. زمانی که مرگ با عشق یکی میشه... "Crimson Mirage"
آپ دومین فیک چنل ما شروع شده و ادامه پیدا کردنش فقط به حمایت شما عزیزان بستگی داره، خوشحال میشیم اگر بهش سری بزنید و با داستانش همراه بشین.
از نویسنده محترم این اکانت معذرت می خوایم که بدون اجازه پیام گذاشتیم ممنون میشیم اگه همکاری کنید :>
https://www.wattpad.com/story/399451083?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=skz_fiction
koook_d
۸سلام قشنگم ببخشید بدون اجازه اومدم توی مسیج بوردت بانو
واسه اولین بار دارم فیکی رو مینویسم که نیاز به حمایتت داره
ژانر: عاشقانه | انگست| کلاسیک
مکان: لندن، دههی ۶۰ میلادی
کاپل : هیونلیکس & مینسونگ
در خیابونهای خیسِ لندن،
میون چراغهای گازی و بخار قهوهی تلخ کافه ناتینگهام،
قصهای شروع میشه که کسی جرات نکرده حتی زمزمشکنه.
این، داستانِ آدمهاییِ که یاد گرفتن عشق رو پنهون کنن.
نه چون نمیخوان… چون دنیا بلد نیست بفهمه.
دفتر خاطرات من
قصه ی دوست داشتن نیست
قصهی "اجازه نداشتن برای دوستداشتنه
روایت روحهایی که توی هم غرق شدن، اما هر روز باید نقش غریبهها رو بازی کنن.
و با اینکه میدونن هر قدم بهسمت هم، تاوان داره…بازم قدم برمیدارن.
چون بعضی عشقها، اونقدر زلال و بینقابان که توی دنیای آلودهی ما، اسمش میشه: گناه.
و وسط همین تاریکی،
یه پروانهی آبی…
تو بادهای لندن میرقصه،
تا برسه به کسی که با نفسهاش زندگی میکنه.....
☕️
____
«تو… پروانهی آبیِ منی. حس میکنی؟
دنیا، وقتی نیستی، تاریکتره… صداهاش خفه میشن، انگار نبض لحظههام وایمیسته. نمیدونی چه جنون آرومی داره اسم تو…وقتی با صدای خفه توی گلو، توی دل شب، صدات میکنم. مثل کسی که تنها پناهش، نفس کشیدنه، حتی اگر اون نفس، درد باشه.
پس نرو… حتی اگه دنیا این خواستن رو خط قرمز کشیده،
حتی اگه هر قدم با تو، یه قدم به سقوط نزدیکتره…
بمون. با من.
تو تهِ این جهنمِ شیرین،
چون تو شدی نفسی که اگه نباشه…
هیچ هیونجینی باقی نمیمونه.»
شاید اون متنو بلند رو نخوندی ولی اگه خوندی و خوشت اومد
: (دفتر خاطرات من) رو بخون اگه دنبال چنین داستانی ❤️❤️
https://www.wattpad.com/story/395995140?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=koook_d
saimon505
@Chanilla-Stay حتما
jungkookkim973
@Chanilla-Stay واییی قلبمم خیلی خوشحال شدمممم منم حتما رمانتو میخونمم
saimon505
https://www.wattpad.com/1548016219?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=saimon505 اگر بتونین از این بوک مینسونگ حمایت کنین قول میدم که پشیمون نمیشید و حتما از خوندنش لذت میبری .