قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
میدونم خوانند ها در انتظار آپ هستنخودمم دل تنگ آپ مای دیاری شدم ولی متاسفانه دو هفته بیمارستان بستری بودم و از همه چیز ( درس، کار ، زندگی ) بد جور عقب افتادمباور کنید وقت اضافه بیارم سریعا براتون...عرض جميع المحادثات
قصة بقلم 𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
- 1 قصة منشورة
My diary [ دفتر خاطرات من ]
1.5K
286
12
✧・゚: *✧・゚:* 𝑻𝒐 𝑳𝒐𝒗𝒆... 𝒐𝒓 𝑻𝒐 𝑺𝒊𝒏? *:・゚✧*:
وضعیت : درحال آپ
لندن...
دههیِ نود میلادی.
خیابونای...