Dama0303

بی رحمانه کشتنش
          	گناه من دو ساله چیه که تا حالا باید کابوس ببینم؟

Dama0303

من هرگز آدم مستقیم از خودم نوشتن نبودم..
          دارم خفه میشم
          روح اون زن با چهره خونیش الان جلو چشامه و کنار نمیره
          میترسم
          چرا نوشتم
          چرا

Dama0303

رفتم روانشناسی!
          بالاخره رها کردم هیجان فرو کردن سوزن تو جسم آدما رو..
          چاقویی که روحشون رو برش میده بدنده تره
          میتونه خودمم بکشه.
          چاره ای نیست..

Dama0303

حس یه تیکه نجاست بودن رو بهم منتقل کرد و رفت..
          باید اشک بریزم ولی جالبه که الان دیگه نمیخوام اشکی بریزم براش!
          فکر میکردم رود میسازم با اشکم ولی برکه هم نشد.
          بهم خیلی چیزا یاد داد و خیلی چیزا رو هم فرو ریخت..
          از فرو ریخته هاش از نو ساخته میشم:)

Dama0303

میترسم
          پول میخوام
          خستم
          روحم درده
          و عجیب فکر میکنم به بوسه مرگ نیاز دارم
          کسی که اینقدر ببوستم تا نفسم قطع شه، برای همیشه.