• JoinedSeptember 10, 2024



Story by Emperoryuta
دزدِ ماه | Lunny Vor by Emperoryuta
دزدِ ماه | Lunny Vor
روی تشک چرک‌مرده ای دراز کشیده بودم .نگاه خالی و سردم روی زنجیر فلزی سرد دور مچ پام دودو میزد . صدای سرفه ی ی...
ranking #35 in darkromance See all rankings
1 Reading List