قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
دوست ندارم بهش فکر کنم. اما همه ی روزها و همه ی چیزهایی که ما داشتیم و حالا نداریم ؛ یا به شکل متفاوتی داریم توی لابه لای خاطراتی قفل و بند خوردن و نبض میزنن که نمیخوام به دست فراموشی بسپارم. شاید...عرض جميع المحادثات
قصة بقلم _
- 1 قصة منشورة