En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılmak için kaydolun
veya
wattpad tarafından yazılmış hikayeler
- 4 Yayımlanmış Hikaye
ویکتور
6
2
1
ویکتور عزیزم...
میدونم من ی پسر با نقص های فراوان بودم ولی ازت ممنونم ک باعث شدی تا خوشحال باشم،ممنونم ک اولی...
ماه سیاه🌚
63
11
2
همه چیز از اون شب سرد و نفرین شده شروع شد
شبی که ماه سفید و درخشان زیر سایه زمین فرو رفت و تنها ازش ماه سیاه...
تنفس مرگ
72
17
3
واقعا چه اتفاقی افتاده بود؟
توی اون ده دقیقه چه چی گذشته بود؟
چرا خون جیمین روی دستای یونگی بود؟
چرا اون مرده...