
RosieRosalind
تو مگه خودت کم سرشلوغی داشتی و داری که منم بپرم روت آخه... ولی حتم دارم خودت فهمیده بودی پام گیر افتاده بود توی یه چاله که تهش گرداب بود چون چندبار که باهم حرف زدیم یادمه مثل مشنگا همش میخواستم خوشحال خودمو نشون بدم و از نوشتن و نقاشی و آرت و فلان حرف بزنم که تو نفهمی مثلاً... و بخاطرش خیلی معذرت میخوام خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلیییی چون مطمئنم اگه بهت میگفتم قرار بود خیلی کمکم کنی

RosieRosalind
ولی حالا که ذهنم قرار نیست اونقدر نگران باشه که بقیه بفهمن حالم بده... امیدوارم بتونم دوست بهتری باشم یه دوستی که شایسته دوستی باهاتو داشته باشه
•
Reply

RosieRosalind
همش همینم از دوستام در برابر دوستی کردن محافظت میخوام بکنم در صورتی که همتون، مثلاً خودت، آدمای بزرگ و قدرتمند و ارزشمندی هستین که میتونین از پس خیلی چیزا بربیاین
•
Reply