Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-Community
oder
Geschichten von ! pado
- 2 veröffentlichte Geschichten
𝙎𝙝𝙖𝙙𝙚𝙨 |vkook|
1.7K
218
10
بارون زده و خسته به دیوار کاهگلی تکیه داد و با نیمه جونی که ازش مونده با یه سنگ در رو به صدا دراورد.جون نداشت...
𝘿𝙤𝙘𝙩𝙤𝙧 𝙩𝙧𝙤𝙪𝙗𝙡𝙚 |vkook|
43
6
1
همهچیز برای دکتر کیم، که تقریبا خودش رو پیر میدید آروم بود و با محیط کار جدیدش وفق پیدا کرده بود تا اینکه ب...