Sign up to join the largest storytelling community
or
دفترچهی نِرا | صفحهی ۰۰۵بعضی چیزها...فقط وقتی زمانشان برسد، شکوفه میدهند.نه با عجلهی من، نه با نگرانیهایم.شاید تنها کاری که از من برمیآید، این باشد که هر روز، چراغ این خانه را روشن نگه دارم...View all Conversations
Story by LadyNara
- 1 Published Story
Silver moon
3.1K
524
28
سئول، شهری که زیر نور نئونهایش بوی خون، باروت و رایحه گرگها پنهان شده است.
جونگکوک، آلفای خون خالص و رهبر...