PedeNanaz

درود و مهر فراوان ❤️
          	فرشته کوچولو های قشنگم. پارت جدید قاتل بی گناه آپ شد. تقدیم به نکاه زیباتون. امیدوارم که دوستش داشته باشید و بهش عشق بدین و از خوندنش لذت ببرید ❤️
          	ببخشید که دیر پارت گذاشتم. و از اینکه این چند تا پارت اخیر کمی کوتاه شده پوزش می خوام. امیدوارم به یزدان قول میدم در پارت های بعدی براتون جبران کنم ❤️

PedeNanaz

درود و مهر فراوان ❤️
          فرشته کوچولو های قشنگم. پارت جدید قاتل بی گناه آپ شد. تقدیم به نکاه زیباتون. امیدوارم که دوستش داشته باشید و بهش عشق بدین و از خوندنش لذت ببرید ❤️
          ببخشید که دیر پارت گذاشتم. و از اینکه این چند تا پارت اخیر کمی کوتاه شده پوزش می خوام. امیدوارم به یزدان قول میدم در پارت های بعدی براتون جبران کنم ❤️

ujin235

آنیوووو...^^ ببخشید اینجا پیام میذارم ...
          یه بوک حال خوب کن با عصاره پلیسی و هیجانی><
          یه سر بزنی خوشحال میشممم..:))))
          "حمایت دو طرفه"
          
          https://www.wattpad.com/1583162469-ikigai-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%9F
          
          
          https://www.wattpad.com/story/402925159-ikigai-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C

una235

های! ببخشید که بی اجازه وارد مسیج بوردت میشم آپریل اولین چیزیه که نوشتم و خوشحال میشم اگه دوسش داشته باشی و ریدرش بشی !♡♡♡
          
          https://www.wattpad.com/1597424498?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=una235
          
          https://www.wattpad.com/story/403738686?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading_part_end&wp_uname=una235

Jinavkook7

درود پریزاد:)
          عذرمیخوام که وارد مسیج بوردت شدم.
          
          اگه به فیک تاریخی علاقمند هستید، خوشحال میشم نگاهتون رو روی بوکم داشته باشم.
          اولین فیکمه و امیدوارم لذت ببرید و ازم حمایت کنین^ ^
          
          https://www.wattpad.com/story/401648608?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Jinavkook7

Jinavkook7

@PedeNanaz 
            وای خداااا مرسی عزیزدلمممم چقدر خوش زبونی شمااا
            ممنون که انقدر مهربونی خیلی خوشحال شدممم ಥ‿ಥ ❤
Ответить

PedeNanaz

@Jinavkook7 واووو پریزاد تویی کوچولوی قشنگم ♥️ مرسی که من رو لایق خوندن نوشته های زیبات دونستی فرشته کوچولو ❤️ 
            به روی چشمم. در اولین فرصت حتما داستانت رو می خونم و ووت میدم و کامنت میزارم عزیز دلم. هرچند که من ییژانی هستم و از کاپل دیگه داستان نمی خونم. ولی دلم نمیاد روی تو فرشته کوچولو رو زمین بزارم. ❤️ یه بوس گنده و یه بغل سفت برای تو عزیز دلم❤️♥️
Ответить

PedeNanaz

دورود و مهر
           عرض ادب خدمت عزیزان دلم ❤️ 
          بچه ها از حضورتون خیلی عذر می خوام که این مدت نتونستم پارت جدید بزارم براتون، پائیز  امسال  برای من اصلا خوش یمن نبود. انگاری که یه طلسم بد شانسی افتاده باشه وسط زندگیم.  چند تا اتفاق بد رگباری و پشت سر هم برام رخ داد که نتونستم پارت جدید رو براتون آپ کنم. 
          بخاطر این وقفه ای که بین پارت ها افتاد واقعا و عمیقاً شرمنده ام و عذر خواهی می کنم. امشب به یاری یزدان دو تا پارت جدید رو براتون آپ کردم ، برید و بخونید. امیدوارم که دوستشون داشته باشید و از خوندن شون  لذت ببرید. البته یه کوچولو پارت ها کوتاه شده که همین‌جا ازتون بابت  کوتاه بودن پارت ها عذر می خوام. قول میدم تو پارت های بعدی براتون جبران کنم. امیدوارم که پارت گذاری می کنم نوتیفش براتون بیاد . نوش نگاه پر مهر تون❤️

shfarahany

@PedeNanaz وقتی سختی زیاد میشه، صبور باش، تغییر بزرگی در راهه، سالهای بعد وقتی به اون زمان پر ماجرا فکر میکنی از خودت راضی و از نتیجه اتفاقات خشنود خواهی بود. هر دردی ، یک دانه در دل دارد که بعدها نوع جوانه اش را خواهی دید
Ответить

lotosred

سلام خوبی حالت چطوره؟
          اگر دوست داری میخوای با هم برای یک داستان همکاری کنیم؟ ودو نسخه ى متفاوت از یك داستان رو، هر كدوم از زاويه ديد خودمون، بنويسیم و منتشر كنیم؛ طورى كه هر نسخه، بخشهايى مهم و كليدى رو نداشته باشه كه فقط توى نسخهى ديگه مى شه پیداشون كرد.
          نظرته؟✨️

Supernatural313

شیائوژان وجود نداشت.
          
          می‌توانستید تک‌تک واحدهای ساختمانی‌ای را که شیائوژان زمانی در آن‌ها زندگی می‌کرد در بزنید؛
          از همسایه‌ها درباره‌اش بپرسید،
          اما هیچ‌کس نمی‌فهمید دقیقاً درباره‌ی چه کسی حرف می‌زنید.
          
          نمی‌توانستید با هیچ‌کدام از دوستانش تماس بگیرید؛
          چون دوستی نداشت.
          پیدا کردن خانواده‌اش هم تلاشی بیهوده بود؛
          چون خانواده‌ای نداشت.
          
          در واقع، تنها کسی که از وجود شیائوژان خبر داشت…
          خوب—
          خودِ شیائوژان بود.
          
          و اگر راستش را بخواهید،
          بعضی روزها حتی خودش هم به این موضوع اطمینان نداشت.
          
          هیچ‌کس در این سیاره، شیائوژان را نمی‌دید.
          او نامرئی بود.
          سایه‌ای خاموش که بی‌صدا میان آدم‌های عادی حرکت می‌کرد—
          آدم‌هایی که دوست داشتند،
          عشق را تجربه می‌کردند،
          خانواده داشتند.
          
          فکر نکنید هرگز تلاش نکرده بود با کسی ارتباط برقرار کند.
          شیائوژان تلاش کرده بود.
          مشکل این‌جا بود که در این کار… افتضاح بود.
          
          تمام تلاش‌هایش
          به صداها و آواهای ضعیفی ختم می‌شد
          که تقریباً همیشه در گلویش گیر می‌کردند
          و هرگز راهی به بیرون پیدا نمی‌کردند.
          
          اما حتی اگر می‌توانست حرف بزند—
          واقعاً قرار بود چه بگوید؟
           #S_M_H 
          https://www.wattpad.com/story/405304865

Vinigray

سلام. ببخشید شما از نویسنده دانی خبری ندارید؟توی چنلشون هستید؟ من واقعا میخوام ادمه رمان فاحشه در قفس رو بخونم اما کسی ریکوئستم به چنلشون رو قبول نمی‌کنه. شما رمان رو دارید؟ 

Supernatural313

 داستان: «او یک فرشته بود»
          
          ⚠️ هشدار پیش از آغاز
          این داستان فقط یک قصه نیست؛ یک سفر احساسی‌ست.
          دو فصل دارد —
          
          فصل اول پایانِ شادی ندارد.
          فصل اول قرار نیست شما را آرام بگذارد…
          بلکه می‌خواهد قلبتان را بشکند، روحتان را بلرزاند و یادتان بیاورد که از دست دادن، گاهی بخشی از زندگی است.
          
          اما اگر همراه بمانید…
          فصل دوم مثل آخرین نور امید درست همان لحظه‌ای می‌رسد که فکر می‌کنید دیگر تحمل ندارید —
          و پایان خوبش، مرهمی‌ست برای تمام زخم‌های فصل اول.
          
          
           مقدمه فصل اول:
          
          گاهی فرشته‌ها در آسمان نیستند.
          گاهی میان ما قدم می‌زنند…
          در ازدحام خیابان‌ها، پشت سکوت شب‌ها، میان آدم‌هایی که دوست‌شان داریم…
          
          اما ما نمی‌شناسیم‌شان — چون بال ندارند.
          نه هاله‌ای دورشان هست، نه نور از چهره‌شان می‌تابد.
          
          با این‌حال…
          گاهی یک چیز در وجودشان فریاد می‌زند که آن‌ها از جنس این دنیا نیستند:
          
          چشم‌هایی که پاکی‌شان را نمی‌شود پنهان کرد،
          نگاهی که حتی تاریکی را نمی‌ترساند،
          لبخندی که انگار خودش التیام و آرامش است…
          
          همین‌ها کافی‌ست تا بفهمیم…
          او یک فرشته است.
          
          و درست همین‌گونه بود —
          درست او… یک فرشته بود.
          شیائوژان، فرشته‌ی این داستان.
          فرشته‌ای که میان آدم‌ها زندگی می‌کرد…
          و هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است سرنوشت چطور بال‌هایش را بشکند.
           #S_M_H
          https://www.wattpad.com/story/404564028

PedeNanaz

دورود و عرض ادب خدمت عزیزان دلم ❤️ 
          بچه ها از حضورتون خیلی عذر می خوام که این مدت نتونستم پارت جدید بزارم براتون، امسال ماه آبان برای من ماه خوش یمنی نبود، بغیر از 19 آبان که روز تولدم بود. بقیه روز های این ماه برام خوب نبود و چند تا اتفاق بد رگباری و پشت سر هم برام رخ داد که نتونستم پارت جدید رو براتون آپ کنم. 
          بخاطر این وقفه ای که بین پارت ها افتاد واقعا و عمیقاً شرمنده ام و عذر خواهی می کنم. امشب به یاری یزدان پارت جدید رو براتون آپ کردم ، برید و بخونید. امیدوارم که دوستش داشته باشید و از خوندنش لذت ببرید. البته یه کوچولو طولانی شده که همین‌جا ازتون بابت طولانی بودن پارت عذر می خوام. نوش نگاه پر مهر تون❤️

farnaz_leo1373

@PedeNanaz عزیزم خوشحالم که برگشتی پیشمون ❤️امیدوارم از این به بعد فقط برات اتفاقای خوب بیفته.تولدتم با اینکه گذشته ولی مبارک باشه عزیزم ممنونم از زحمتی که برای این پارت طولانی کشیدی 
Ответить

yadegar

@PedeNanaz 
            
            خوشحالم که برگشتی و امیدوارم روزهات به کام باشن عزیزکم~
Ответить

mandanareza

@PedeNanaz سلام خوشحالم خوبی آرزو میکنم دیگه هرگز روزهای بدی نداشته باشی و بهترینها رو تحربه کنی و ممنون بابت پارت
Ответить