داشتنت حسیست از جنس آزادی
آزادی در شب های تيره چشمانت
آزادی در کندوی شیرین لبهایت
آزادي در گرماي چاي زمستاني آغوشت
داشتنت عشق است
میپرسی عشق چیست ؟
پاسخ میدهم که
نه خیر ! باید بپرسی عشق کیست ؟
میخندی و میگویی
خب ای که زر چشمانت طلای ٢٤ عیار ! عشق کیست ؟
و آنگاه است که زبانم از گفتن وجودت ، حضورت و مرورت بند می آید
آری داشتنت حسیست از جنس غرور و سرور
و خب نداشتنت ؟
آخ كه تبر بزند به این ریشه ی نداشتنت
ویران شود این خانه ی بي نور نداشتنت
و آخ ... کجا رفته ای پس ؟
مگر قرار نبود بگویم عشق کیست ؟
-خودم-
- سیرک برادران یک جهت
- Se ha unidoJune 2, 2019
Regístrate para unirte a la comunidad de narradores más grande
o
اسم اين بيماري كه سعي ميكنم توي ريدينگ ليستام ترتيب بوكارو بر اساس رنگ كاورشون مرتب كنم كه تقريبا توي يه گروه رنگي باشم چيه...؟Ver todas las conversaciones
3 Listas de lectura
- Lista de Lectura
- 50 Historias
- Lista de Lectura
- 16 Historias