جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
-"من اون فرشتهای نیستم که تو تو خیالهات ساختی، لی مینهو... من زهر میریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف میکنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
حالا بگو، میتونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود میکنه؟"
اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع میشه ولی آرومآروم کشیده میشی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل میسازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora
چی میشه اگه کیم تهیونگ، شاهزادهی نازپروردهی اسلایترینیها که به شرارت و خوی ظالمه شناخته شده، چیزی بیشتر از یه دلداده و عاشق در راه جئون جونگکوک، زیباترین گریفیندوریِ زاده شده از زمان به وجود اومدن هوموساپینها، نباشه؟ چه کسی به جز جئون جونگکوک میتونه اون روی صافت و رومانتیک و عاشقپیشهی کیم تهیونگ رو ببینه؟
----------------------------------------------
"تو از ورد "اوادا کداورا" استفاده کردی؟
چشمهای جونگکوک با شنیدن این جمله از ترس گرد شدن و قبل ازینکه بتونه جوابی بده، تهیونگ ادامه داد:
"چون به طرز مرگآوری خوشگلی."
----------------------------------------------
واقعا واقعا واقعا خوشحالم میکنی اگه به کارم فرصت خونده شدن بدی❤️
https://www.wattpad.com/story/373025232?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=I_raVen
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.