Regístrate para unirte a la comunidad de narradores más grande
o
عنوان: دلنوشتهای برای چشمانتفصل اول: نگاه اولهمهچیز از یک نگاه شروع شد.نه سلامی بود، نه آشناییای. فقط...او از کنارم گذشت.چشمانش تاریکی شب را میشکافت، نگاهی آرام اما سنگین.انگار خدا در آن...Ver todas las conversaciones
Historias de Ashraf shokouri
- 2 Historias Publicadas
راهی که برگشت نداشت
2
0
1
عنوان: راهی که برگشت نداشت
فصل اول: آغازِ سکوت
سارا، دختر نوجوانی بود از یک شهر کوچک. پدرش رانندهی کامیون بو...
#مجنون_جن #عشق_ممنوع #دختر_و_جن #...
21
6
7
🖤✨
او انسان بود...
ولی قلبش برای کسی میتپید که از جنس آتش و سایه بود...
نه خواب بود، نه بیداری - فقط او و آ...
2 Listas de lectura
- Lista de Lectura
- 52 Historias
- Lista de Lectura
- 28 Historias