StoryTeller_Mia

سلام، چه خبرا؟ از اکانت اصلیم پرت شدم بیرون و دارم سعی میکنم بازیابی کنمش:
          	@Maedeh1

jkscorp

انکار، مرزی میان ترس و پذیرش است؛
          میان آنچه قلب می‌خواهد و عقل رد می‌کند؛
          جایی که حقیقت، پشت سایه‌ای از تردید پنهان می‌شود و عشق، میان بودن و نبودن سرگردان می‌ماند و عشق آن دو، درست در میان جنگ و عطر باروت و زمانی که مافیای بریتانیا با قدرت و پول، قانون را در دست‌های خونین خود می‌فشرد و عشق پیش پا افتاده‌ترین حقیقت بود، شکل گرفت؛
          آن عشق ممنوعه که همچون زخم عمیقی در قلب جهانِ جرم و جنایت، به آرامی خون می‌چکاند و اثری از خود باقی می‌گذاشت، در حال ریشه دواندن بود؛
          میان دو مردی که به جز انکار حقیقتی مشترک میانشان چیز دیگری را نمی‌دانستند و از خطوط سرخ مرگ و قانون عبور می‌کردند.
          
          https://www.wattpad.com/story/275714099?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=jkscorp

yasamis1920

سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و یکوچولو حمایت کنید:)
          -----
          
          _نگاهم نمی‌کنی، چشم‌آبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشته‌ی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه می‌کردم... شاید نباید می‌ذاشتم وارد زندگیم بشی!
          _آره! نباید می‌ذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
          _دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
          _تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
          _با قلبم زیادی بی‌رحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکه‌تکه‌ست، ولی تو به همین تکه‌های کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت می‌خوام: حرفای امروزتو هیچ‌وقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمی‌گرده!
          
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona

r_fraa_

سلام عرض ادب
           معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
           اگر ناراحت شدی پاکش کن
          
          میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
          
          با ژانره لیتل ددی 
          
           بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
          
          
          https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
          

DejavuRaven

وقت بخیر لاو؛فیکشنِ کوچیکِ من تازه به‌پایان رسیده و به حمایتِ تو و نگاهِ ارزشمندت نیاز داره!خوشحال میشم اگه بتونم چند دقیقه‌ای رو میزبانِ نگاهت باشم~
          
          - نگاهِ تیره‌رنگِ تو رُلِ سیگاری بود که با عطرِ شکلاتیش قلبم رو به‌آغوش کشید و آخرین قطره از تردیدِ توی وجودش رو دود کرد.
          - پس حالا بذار به‌جای عطرِ شکلاتیِ چشم‌هام،لب‌هام تبدیل به دراگی بشن که تاابد بهشون اعتیاد پیدا می‌کنی.
          https://www.wattpad.com/story/377098996?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=DejavuRaven