StoryTeller_Mia

شاید برای بهتر شدن فقط باید به نوشتن برگردم؟
          	البته اینطوری نیست که قبلا فندوم عوض نکرده باشم، داستان می‌نوشتم قبلا بعد بخاطر واندایرکشن تبدیل شون کردم به فن فیک. بعد از اکسو نوشتم و طولانی تر از همه از بنگتن... اما الان دیگه آرمی نیستم با اینکه هنوز بنگتن رو دوست دارم الان تو فندوم دیگه ای هستم... سردرگمم. دلم نوشتن میخواد اما دست و دلم به نوشتن برای کیپاپ نمیره. کشی اینجا گنشین بازی می‌کنه؟ اگر فیکشن از گنشین بنویسم می‌خونید؟

animgirlnarci

@StoryTeller_Mia 
          	  منم گنشین بازی میکنم پس برام فرق چندانی نداره‌. راستش برای من مهم تر از همه قلم و داستانته. هیجان و فانتزی داستانت چیزیه که من دوست دارم بی توجه کاپل و شخصیت ها. اگه از نوشتن برای کیپاپ خسته شدی چرا سعی نمیکنی از کاراکترای خودت بنویسی؟ مطمئنا کسایی هستن که داستان رو برای داستانش بخونن، نه کاپل.
Reply

blue_rosalin

@StoryTeller_Mia  خسته نباشی میای عزیز
          	  به جرعت میتونم بگم این حرفت انقدر خوشحالم کرد که نمیتونم توصیفش کنم چون تاحالا ندیدم کسی برای گنشین  فیکشن بنویسه.
          	  اگه از گنشین فیکشن بنویسی حتما اولین نفر میخونمش!!
          	  
Reply

rs0214

@StoryTeller_Mia سلام روزت بخیر نمیدونم شاید تموم حرفام برات شعار باشه ولی یک چیزی رو که من شخصا یاد گرفتم اینکه خودم رو نباید محدود به اسم بکنم چون اینجوری دیگه به اون چیز با علاقه خالص نگاه نمیکنم و احساس وظیف شدید میکنم مخصوصا در رابطه با چیزی مثل فندم که خیلی افراد توش هستن و خوب خودمونیم خیلیا هم سمین و کارای عجیبی میکنن و چون تو هم با همون اسم خودت و صدا میکنی انگار مسئول و پاسخگوی کارای اونا هم هستی نمیدونم شاید دارم سفسطه میکنم ولی من به شخصه اعضای بی تی اس و دوست دارم برنامه هاشون و نگاه کردم آهنگاشون و توی گوشیم دارم ولی اسم فندوم و روی خودم نزاشتم چون همچنان استری کیدز و بلک پینک و تی اکس تی و همچنین خیلی گروه ها و سولولیست های  دیگه رو هم دنبال میکنم شاید تو یا هرکس دیگه که میخواد یکم از سردرگمی دربیاد بدون نگرانی و با فراغ بال فقط عشق بورزه و با آهنگشون ارتباط بگیره باید این راه و در نظر بگیرید.(لطفا گارد نگیرید این نظر شخصیه منه ممکنه خیلیا مخالف باشن و من حس کردم شاید بتونم به چند نفر کمک کنم با حرفام همونطور که کسایی که دوست داریم حرفاشون میزنن تا شاید فقط یکنفر هم که شده نجات پیدا بکنه❤❤❤❤ ) 
Reply

yasamis1920

سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و یکوچولو حمایت کنید:)
          -----
          
          _نگاهم نمی‌کنی، چشم‌آبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشته‌ی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه می‌کردم... شاید نباید می‌ذاشتم وارد زندگیم بشی!
          _آره! نباید می‌ذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
          _دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
          _تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
          _با قلبم زیادی بی‌رحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکه‌تکه‌ست، ولی تو به همین تکه‌های کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت می‌خوام: حرفای امروزتو هیچ‌وقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمی‌گرده!
          
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona

r_fraa_

سلام عرض ادب
           معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
           اگر ناراحت شدی پاکش کن
          
          میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
          
          با ژانره لیتل ددی 
          
           بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
          
          
          https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
          

DejavuRaven

وقت بخیر لاو؛فیکشنِ کوچیکِ من تازه به‌پایان رسیده و به حمایتِ تو و نگاهِ ارزشمندت نیاز داره!خوشحال میشم اگه بتونم چند دقیقه‌ای رو میزبانِ نگاهت باشم~
          
          - نگاهِ تیره‌رنگِ تو رُلِ سیگاری بود که با عطرِ شکلاتیش قلبم رو به‌آغوش کشید و آخرین قطره از تردیدِ توی وجودش رو دود کرد.
          - پس حالا بذار به‌جای عطرِ شکلاتیِ چشم‌هام،لب‌هام تبدیل به دراگی بشن که تاابد بهشون اعتیاد پیدا می‌کنی.
          https://www.wattpad.com/story/377098996?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=DejavuRaven

jkscorp

داستان امگای مغلوبی که با انگشت‌نما شدنش در جامعه، رفته رفته صبر و ضعفش جای خودش رو به بی تحملی و قدرت داد و او تصمیم گرفت تا شهرش را برای مدت نامشخص که حدس می‌زد تا آخرین لحظه ی زندگی‌اش باشد، ترک کند و برای ساختن زندگی‌ای همراه با همه ی آرزو‌هایش درست در وسط جزیره ی اولونگدو، آماده شود، اما هیچوقت در اطرافش انتظار گرگ سیاه پوشی را که هر قدمش را می‌پایید، نداشت.
          
          https://www.wattpad.com/story/285640582?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details&wp_uname=busantownroad