سلام عزیزم من یه کمکی میخواستم که گفتم از شما بگیرم
من قبلا یه فیک تهکوک خونده بودن که ددباره بکرومز بود
جونگکوک بوکسور بود و تهیونگ که فکر میکنم اسمش کیم ویکتور بود یکی از هیولا های بکرونز بود که وقتی جونگکوک اونجا گیر میکنه عاشقش میشه ولی وقتی کوک نیفهمه از دیتش فرار میکنه و وقتی کوک از اوت دنیا فرار میکنه
تو دنیای واقعی تهیونگ رو ملاقات میکنه
خواستم اگهجنین فیکی دیدی یا میشناسی بهم معرفیش کنی
خیلی دنبالش گشتم تا دوباره بخونمش ولی نبود
@Mymoon_vk
وای آره. این چند شب داداشم رسما خودشو خفه کرد از بس غصه خورده . بعد اون نصف سن و خاطرات منو از رونالدو و نیمار داره . منی که بچگی هام با بازی اونا گذشته چی بگم !
ولی درکل نیمار خودش این بلا رو سر خودش آورد. اگه همون موقع تو تیم مسی میموند میتونست به موفقیت برسه .
در مورد رونالدو هم سر مربی و بازيکنای پرتغال دور برشون داشته بود ، فکر میکردن خیلی شاخن ! .. مثلا میخواستن بگن بدون رونالدو هم میتونن تیم خوبی باشن که اخرش معلوم شد ، ریدن .
@user16206867 من تا دقیقه هفتاد ازش ناامید شده بودم . هی میگفتم مسی پیر شده دیگه توانایی سابقو نداره . بعد دیدم تو بیست دقیقه اخر سه تا گل زد . پشمام ریخت \(^o^)/
چقد درد داره این کلمات... نمیدونم چند سالته یا چه مشکلاتی داشتی ولی میفهممت دختر... پدر منم خیلی در حقم پدری نکرد و با کلی تروما بزرگ شدم... هنوز وقتی رابطه ی پدردختری خیلیارو میبینم حسودی میکنم :)
ولی نمیدونم چرا اگه یه خراش کوچولو برداره میمیرم و زنده میشم... کلا در عذابم... دنیای عجیبیه...