yasamis1920

پارت جدیدش آپ شد ممنون میشم یه سر بزنین و ووت بدین♡
          
          نگاهی به صفحه‌ی سیاه‌رنگ زندگی‌ام انداختم... میان سیاهی مطلق... قلبم به دنبال چه می‌گشت که نجوای امید می‌نواخت؟
          و تو اما چه کسی بودی که در انتهای سطر داستان زندگی من، آبی چشم هایت نگاشته شد...
          انگار میان سیاهی زندگی‌ام آمدی تا آبی را زمزمه کنی، فرشته‌ی درد کشیده! و چقدر زیبا نواختی... نجوای نور را.
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=yasamis1920

yasamis1920

سلام اگه یه فیک با وایب آبی و ژانر فانتزی و درام دوست دارید خوشحال میشم نگاهی به فیک دوست من بندازید و  با ووت و کامنت هاتون یکوچولو حمایت کنید:)
          -----
          
          _نگاهم نمی‌کنی، چشم‌آبی؟... به جرم کدوم گناهم معبودمو ازم گرفتی؟... این همه مدت ازم فاصله گرفتی و هنوز هم فرقی نکردی... تو فرشته‌ی من بودی؛ کی وقت کردی قلبتو ازم بگیری؟... شاید من اشتباه می‌کردم... شاید نباید می‌ذاشتم وارد زندگیم بشی!
          _آره! نباید می‌ذاشتی... اومدی که همینو بشنوی؟
          _دروغ گفتن هم یاد گرفتی؟
          _تو زیادی متوهمی... من حقیقتو گفتم.
          _با قلبم زیادی بی‌رحمی، عزیزکرده! یادت نره امروز چقدر شکستیم... قلب من که تکه‌تکه‌ست، ولی تو به همین تکه‌های کوچیکم هم رحم نکردی... برای آخرین لحظه فقط یه چیزو از قلبت می‌خوام: حرفای امروزتو هیچ‌وقت یادت نره... چون تهیونگی که امروز میره، دیگه برنمی‌گرده!
          
          https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona

palidus

_ اینقدر تلخ بودن حالت رو خوب می‌کنه؟
          _ اگه شما رو ناراحت می‌کنه و باعث می‌شه عقب بایستید،... بله.
          _ عقب می‌ایستم... دور می‌ایستم... مثل همه‌ی این مدت.
          _ همیشه دیر اومدی... مثل ابراز همدردیت بعد از سه ماه... دیگه دردی نیست که همدرد بخواد... خیلی وقت هم هست که دیگه منی نیست که تو رو بخواد.
          https://www.wattpad.com/story/401838119?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=palidus

This_Is_Thaw

مین یونگی، استادی که با شیاطین درونش می‌جنگه، و پارک جیمین، وکیلی شوخ‌طبع با گذشته‌ای تاریک که یک اشتباه حقوقی و یک پرونده عظیم ملی سرنوشتشونو به هم گره میزنه 
          
          ممنون میشم حمایت کنین 
          
          https://www.wattpad.com/story/395781856?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=This_Is_Thaw