_MoonyMoa
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
_ میدونی وقتی یه شیطان عاشق فرشته شد بعدش چه اتفاقی افتاد؟!
با نزدیک شدن به اون فرشته اونو نابود کرد ... بال هاشو شکست و گرمای آتیشی رو که اون فرشته هرگز تحملش رو نداشت ، بهش هدیه کرد .
میدونی ... تضاد ها هیچوقت نباید کنار هم باشن. اونا هیچوقت نمیتونن عاشق هم بشن . خوبی و بدی عاشق هم نمیشن چون به هم صدمه میزنن . مثل منفی ای که مثبت رو از بین میبره . مثل آدم بد داستانی که فقط بلده به آدم خوب مقابلش آسیب بزنه ، نه بهش عشق بورزه ... هیچوقت هیچ سیاهی و سفیدی مال هم نمیشن چون سیاه ، سفید رو از بین میبره و به رنگ خودش نقاشیش میکنه
شاید ما هم نباید عاشق هم میشدیم . شاید باید منتظر میموندیم تا تو دنیایی که هردومون آدم خوبه بودیم یا هردومون بد بودیم ، همدیگر رو ملاقات میکردیم . شاید اینطوری کمتر تو قلب هامون یه احساس مزخرف تکراری رو تجربه میکردیم .
"The Tattoo On his neck"
Aurora11011
@_MoonyMoa حدس بزن چیشده ، واتپدم ریخته به هم و هرکس بوک آپ کرده پارت جدیدش برام باز نمیشه میرم گریه میکنم
•
Reply
byshay
سلام عزیزم من یه داستان دارم مینویسم، هنوز اوایلشه، اگر به ژانرش علاقه داری خوشحال میشم نظرت رو بدونم☺️
_MoonyMoa
_ میدونی وقتی یه شیطان عاشق فرشته شد بعدش چه اتفاقی افتاد؟!
با نزدیک شدن به اون فرشته اونو نابود کرد ... بال هاشو شکست و گرمای آتیشی رو که اون فرشته هرگز تحملش رو نداشت ، بهش هدیه کرد .
میدونی ... تضاد ها هیچوقت نباید کنار هم باشن. اونا هیچوقت نمیتونن عاشق هم بشن . خوبی و بدی عاشق هم نمیشن چون به هم صدمه میزنن . مثل منفی ای که مثبت رو از بین میبره . مثل آدم بد داستانی که فقط بلده به آدم خوب مقابلش آسیب بزنه ، نه بهش عشق بورزه ... هیچوقت هیچ سیاهی و سفیدی مال هم نمیشن چون سیاه ، سفید رو از بین میبره و به رنگ خودش نقاشیش میکنه
شاید ما هم نباید عاشق هم میشدیم . شاید باید منتظر میموندیم تا تو دنیایی که هردومون آدم خوبه بودیم یا هردومون بد بودیم ، همدیگر رو ملاقات میکردیم . شاید اینطوری کمتر تو قلب هامون یه احساس مزخرف تکراری رو تجربه میکردیم .
"The Tattoo On his neck"
Aurora11011
@_MoonyMoa حدس بزن چیشده ، واتپدم ریخته به هم و هرکس بوک آپ کرده پارت جدیدش برام باز نمیشه میرم گریه میکنم
•
Reply
decalcomonia
https://www.wattpad.com/story/411893565?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=decalcomonia هی سلام:^ تازه پابلیشش کردم و خوشحال میشم حمایتش کنی*قلب
_MoonyMoa
سلاممم ...
بعد از مدت ها گفتم شاید بد نباشه یه نوتیف از طرف من ببینید
بالاخره تونستم برگردم
نمیدونم چه بلایی سر مسیج بردم اومده که داره پیامای خودمم حذف میکنه اما به هرحال درستش میکنم
چطورین ؟! تو این مدت چیکارا کردین ؟!
Monlylovely2
@_MoonyMoa خوبه که برگشتی راستش من تو این مدت هرچقد سعی کردم نتونستم چیزی از درسام برای نهایی بخونم / مطمئنم حسش واسه هیچکس نیس پس سعی کردم بیشتر بیکاری رو امتحان کنم
•
Reply
_Lightly4
سلام نویسنده ..خوبی؟
!هنوز وصل نشدی؟
_MoonyMoa
سلاممم ...
امیدوارم حالتون خوب باشه
برگشتم کریسمسو بهتون تبریک بگم ...
با اینکه خیلی ها براش جشن نمیگیرن اما
امیدوارم سال میلادی خوبی رو شروع کنید
مِری کریسمس ...♡
_MoonyMoa
افسانه ای هست که میگه وقتی کتاب و داستانی رو نیمه کاره رها میکنی ، شخصیت هاش کل شب رو بیدار میمونن و منتظر میشن برگردی سراغشون ...خب بخاطر همین نتونستم این اکانت و بوک های نیمه کارم رو با ریدر هایی که منتظرن ، ول کنم .
*بعد از مدت ها سلام ... " Interstellar " 17 | To be
_MoonyMoa
@Paria8809moa معلومه میدونم که میتونم ... ) ولی فقط یه کلافگی ساده و بی دلیله پس مهم نیست
•
Reply
Monlylovely2
... نویسنده ... چرا نیستییی
Aurora11011
@Monlylovely2 سوال منم همینهههههههه گمگینم این رایتره که الان نیییست از جونمم واسم مهمتره ولی نیست و من اینجا در شرف جنونم....
•
Reply
saimon505
با کاپل مینسونگ.
قول میدم یکنگاه انداختن بهش قراره شمارو بین رز های قرمزغرق کنه.
https://www.wattpad.com/1592383174?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=saimon505