Crie uma conta e junte-se a maior comunidade de histórias do mundo
ou
یکی بیاد کون منو جمع کنه من هرجور شده یه ایده به ذهنم برسه اینو ادامه بدم همش ایده برا فیکای جدید به ذهنم میرسه ولی چون گشادم میدونم اگه بنویسم دیگه این یکی برام سرد میشهVer todas as conversas
Histórias de alexavander95
- 3 histórias publicadas
only brother's
723
34
1
کوک :هیونگ حداقل بزار بین پاهات بمالم تا خلاص شم
ته:...
کوک :من با این وضعیت نمی تونم بیام پایین
__________...
کرم کتاب
2.7K
58
1
+ته من شق کردم
_به چه دلیل فاکی؟؟؟؟
_______________
+چرا من با توی استریت رفیق شدم؟
_وقتی فهمیدی بهم بگو تا د...
I'm not lucifer
4.4K
751
21
پسر شیرینی که دائم ازش مراقبت و نگهداری می شد، وجود نداره،کسی که با بیرحمی خواهرش و به قتل رسوند و از خانوا...