قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
واقنی دوس دارم عربده کشیده مو های سر خویش را دانه دانه بکنم هفتصد و هفتاد و هفت جور وی پی ان از بعد از ظهر دارم تست میکنم :")عرض جميع المحادثات
قصص بقلم aluckykoyadoll
- 4 قصص منشورة
「of warm coats and pancakes (trans...
18.7K
3.6K
27
خلاصه : وقتی جین "اون" رو توی یکی از خیابون های تاریک سئول پیدا کرد ، گرسنه و تقریبا فریز شده بود...
^He is my moon^
22.9K
3.9K
40
نامجون واقعا از زندگی ای که تونسته با جفتش بسازه راضیه و مطمئنه بچه هاش خوب بزرگ میشن . اما خب ... هیچوقت ممک...
「Greenland_vmin」
616
140
5
احتمالات اونقدری ضعیف نیستن که بی اهمیت باشن، اینطور نیست؟ مثلا ممکنه توی یه روز عادی از خونه بری بیرون و همو...