angellordfav

شب پارت بذارم؟ هستین؟

melisastay

@whosferi ارهههههههه،من همیشه هستمممممممم
Contestar

Pumpkin_Stay

او سال‌ها بود که درد را مثل یک رازِ شخصی حمل می‌کرد.
          نه برای اینکه قوی باشد،
          بلکه چون نمی‌دانست اگر رهایش کند، چه چیزی از او می‌ماند.
          شب‌ها صداها واضح‌تر می‌شدند و نفس کشیدن سخت‌تر،
          و لالایی، به‌جای خواب، او را به یادِ ماندن‌های ناخواسته می‌انداخت.
          او میان گفتن و فرو رفتن گیر کرده بود؛
          جایی که داستان شروع می‌شود، درست قبل از شکستن.
          و درست جایی او در هم شکسته شد ، که نفر سوم رابطه ای جنون وارانه بود ؛ همان انسان منفور دنیای عاشق ها!
          
          https://www.wattpad.com/story/399759531?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Pumpkin_Stay
          
          "خوشحال میشم بوکم و بخونید"

bahareZangane

بدترین اتفاقی که میتونست امروز براش بیوفته فهمیدن این بود که جفت داره.
          البته نه یه جفت عادی به جفت پیر که همیشه درحال بوسی لوسی کردنش و گیر دادن به طرز لباس هایش بود .
          چطوری میتونست اون پیری که تازه دوروز از باهم بودنشان نمی‌گذشت اینقدر خودش رو بهش بچسبونه؟
          
          ......
          
          
          سلامم 
          چانمینم رو خیلی وقته شروع کردم اما هنوز حمایت هاش کمه 
          میتونید ساکورای خوشگلم رو توی اکانتم بخونید
          
          باییی 

MK_EndlessOcean

سلام عزیزم خسته نباشی، قصد مزاحمت نداشتم.
          چنلمون تازه تاسیس و نیاز به نویسنده خوش قلمی مثل شما داره، اگه مایل به همکاری باهامون هستید خوشحال میشیم توی تیم مون داشته باشیم تون.
          شرایط سختی هم نداره و فقط نیاز به یه پارت در هفتس، خودمون برای فیکتون تیزر به شکل ویدیو و پوستر درست میکنیم و به صورت فایل پی دی اف آپش میکنیم.
          آیدی تلگرام جهت همکاری 
          @Mixhrov

bbbfamous246

ام سلاممم
          یکم خجالت میکشم که نمیدونم برای چیه ولی خب بازمم
          نویسنده ی موردعلاقمییییتشنشتنثتثنثوث
          اگه تلگرام داری میشه اونجا در ارتباط باشیم و حرف بزنیم؟؟
          اگه مایلی آیدی بده ><

hayonmoo

https://www.wattpad.com/story/399602499?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=hayonmoo
          سلام.
          توی این دنیایی که پر شده از داستان‌های تکراری، من خواستم یه جهان متفاوت خلق کنم.
          کتابی که نوشتم اسمش دنیای "ایلمرا"ئه؛ داستانی فانتزی با فضای تاریک، شخصیت‌هایی با گذشته‌های پیچیده، و عشقی که ساده و سطحی نیست.
          روایتی از جادو، قدرت، زخم‌هایی کهنه و احساسی که آهسته و عمیق شکل می‌گیره.
          
          مرکز داستان حول سه شخصیت ساخته شده:
          فلیکس، وارث قدرتی ممنوعه با قلبی پر از سکوت.
          هیونجین، نگهبانی که گذشته‌اش از او یک سایه ساخته.
          و هان جیسونگ، جادوگری که قانون‌ها رو نه تنها می‌شکنه، بلکه از نو می‌سازه.
          
          همه‌ی این‌ها در دنیایی به اسم «ایلمرا» شکل می‌گیره؛ با نقشه‌، مناطق جادویی، سلسله‌مراتب قدرت و قوانینی که هر قدم خلافشون، یک مرگ خاموشه.
          
          اگر دنبال داستانی هستی که فقط سرگرمت نکنه، بلکه حس‌ت رو هم درگیر کنه، خوشحال می‌شم بهش سر بزنی و نظرتو برام بنویسی.
          خواننده‌ای که می‌خونه، ادامه دادن داستان رو واقعی‌تر می‌کنه.
          
          

Chanilla-Stay

سلام استی عزیز چطوری؟
          .
          عذر میخوام که اینجا پیام میزارم ولی.....
          این فیکشن اولین بچه منه میشه توی بزرگ شدنش بهم کمک کنی؟! :)
          .
          اگر حمایت میکنی از خدا میخوام یه بلیط کنسرت اسکیز از آسمون برات بباره ≧◡≦
          
          https://www.wattpad.com/story/393702754?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Chanilla-Stay

Theaurrora

جیسونگ پسری ساده و معصوم بود، ولی پشت لبخند ملایمش یه راز تاریک پنهون بود. چیزی که مینهو خیلی دیر فهمید... و وقتی فهمید، وارد جهنمی شد که جیسونگ با دست های خودش ساخته بود.
          
          -"من اون فرشته‌ای نیستم که تو تو خیال‌هات ساختی، لی مینهو... من زهر می‌ریزم تو جامی که با لبخند بهت تعارف می‌کنم. دنیامون پر شده از درد و وسواس، جایی که تنها راه زندگی کنار من، قدم زدن تو سقوطه.
          حالا بگو، می‌تونی این شیطان رو دوست داشته باشی؟ یا اینکه این عشق لعنتی، آخرش ما رو نابود می‌کنه؟"
          
          اگه دنبال فیکشن مینسونگ هستی که با لطافت شروع می‌شه ولی آروم‌آروم کشیده می‌شی به دنیای تاریکی که از اعتماد، کنترل می‌سازه و از عشق، وسواس، پیشنهاد میدم موگه رو بخونی:)
          خوشحال میشم به جمع برف کوچولوهای من بپیوندی♡
          https://www.wattpad.com/story/397971590?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=Theaurrora

S_Liily_

سیسی.. درود..
          این هفته مومنت های چانمین زیاد بودن⁦(⁠θ⁠‿⁠θ⁠)⁩
          کلی به یادت افتادم. 
          حالت خوبه ؟ سلامتی؟
          
          از خودت مراقبت کن⁦(⁠っ⁠.⁠❛⁠ ⁠ᴗ⁠ ⁠❛⁠.⁠)⁠っ⁩

angellordfav

اون فعلا تو خماریش بمونید فیک جدید تو راهه
Contestar

S_Liily_

@whosferi 
            قربونت برم. ⁦(⁠つ⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁠つ⁩
            خداروشکر من هم خوبم.
            
            چه خبر خوبیییی.. خیلی دلم برای (اسمم رو صدا بزن) تنگ شده بود⁦..   ⁦✧⁠\⁠(⁠>⁠o⁠<⁠)⁠ノ⁠✧⁩
            
Contestar

angellordfav

ای وای عشق منی تو‌ حالم خوبه دارم دست  پر برمیگردم منتظر باشیددد
            تو خوبی؟
Contestar