OT7_namjin_9294

سلام قشنگم♡
          ببخشید که تو مسیج بوردت پیام گذاشتم، اما خوشحال میشم یه سر به بوکم بزنی. شاید از داستان خوشت اومد و خواستی با شخصیت‌ها همراه شی:")
          
          https://www.wattpad.com/story/405237722?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=OT7_namjin_9294

mahdiehb2008

سلام لاولی ببخشید بی اجازت وارد مسیج بوردت شدن 
          میشه از من تازه کار حمایت کنید لطفا 
          مسی هانی 
          زندگی مثل یه چرخ و فلکه 
          
                            گاهی خیلی بالا 
          گاهی خیلی پایین
          و تو نمیدونی چه زمانی قراره این چرخ و فلک وایسته و توپیاده شی
          ❥  و carouseداستان  راز های نگفته ۵ پسر  
                         که تنها رویاشون زندگی کردنه 
          .ٖ⃔༺ོ༅ི༙ ‌‌ ‌‌༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
          https://www.wattpad.com/story/399167436?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=mahdiehb2008

jkscorp

اگر به خوندن داستان‌های رازآلود و جنایی علاقه دارید “جهنمی” می‌تونه انتخاب خوبی باشه.
          
          ‌‏• Couples: Vkook / Kookmin / Vmin
          
          ‌‏• Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery
          
          https://www.wattpad.com/1515497926?utm_source=ios&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create_story_details&wp_uname=jkscorp

neg-jeon

جونگ‌کوک لبخند محوی روی لب هاش نشست عضلات و صاف و سیقلی بودن پوستش و بدن بی‌نظیرش که انگار ظریف کاری شده بود و عضلات ریز و درشتی که زیبایی زیادی به بدنش داده بود باعت این شد که جونگ‌کوک بی‌هوا زمزمه کنه 
          _خوش به حال جفتش
          زمزمه ای که به گوش روباه الفا رسید و باعث پوزخند محو و برق زدن چشماش شد
          
          https://www.wattpad.com/story/389279972?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=neg-jeon
          
          خوشحال میشم سری به بوکم بزنید و اگه خوشتون اومد حمایتم کنید
          (پارتاش داره هیجانی میشه)

btskadopol

رد های کبودی و چنگ روی بدن عزیز کرده‌اش عجیب تو ذوق می‌زد. درد فشرده شدن قلبش اونقدری بود که اخم غلیظی بین ابروهاش بنشونه.
          - مثل زمانی صدام کردی که بی پناه بودی پسره من... چیشد... یعنی من خوب مراقبت نبودم؟!
          https://www.wattpad.com/story/385298233?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_reading&wp_page=reading_part_end&wp_uname=PAMatthiasRK
          
          برای علاقه مندان کاپل های #یونمین #نامجین #کوکوی در ژانر های جنایی پلیسی و اصمــ‌.ـات.
          
          با عرض پوزش برای پیام گذاشتن در مسیج بوردت زیبا.