Sign up to join the largest storytelling community
or
پشماتون بریزه...رفتم برای مصاحبه، من و یه اقای دیگه زودتر رسیدیم و تنها بودیم..مرده شروع کرد به تعریف از خودش اخر سر شمارم ازم خواست که جوابشو ندادم،چند ساعت گذشت و به خانمی که اقاهه رو میشناخت اومد...View all Conversations
Story by Arina
- 1 Published Story
| آقــایِ کیــم |•Vkook•|MR. KIM
2.8K
568
21
خلاصه:
🔱جونگکوک یه بچه پولدار و خرخونه که عاشق تهیونگ، جراح قلب بیمارستانِ پدرش میشه، اما ماجرا اینجا تموم...