Sign up to join the largest storytelling community
or
Stories by aylavinda
- 4 Published Stories

Phantom
6
4
4
ضربه ی محکم روی میز و بلاخره اون همهمه خوابید. قاضی برگه های زیر دستش رو مرتب کرد و صدای نحس اش از بلندگو های...

Basorexia
22
8
3
باز کردن در تهیونگ و کمک کردن توی سوار شدن اش رو با همون جمله ی دروغ موجه کرد و گذشت. با رسیدن به بار کوچیک ا...

فرانگی پانی
1
1
1
تهیونگ: منم دلم میخواد با صدای بلند گریه کنم اما آب دماغم زودتر از اشکام به چونه ام میرسن! البته هیچ کس هم دو...
4 Reading Lists
- Reading List
- 11 Stories
- Reading List
- 25 Stories