Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-Community
oder
Geschichten von aylavinda
- 4 veröffentlichte Geschichten
Phantom
7
4
4
ضربه ی محکم روی میز و بلاخره اون همهمه خوابید. قاضی برگه های زیر دستش رو مرتب کرد و صدای نحس اش از بلندگو های...
Basorexia
23
8
3
باز کردن در تهیونگ و کمک کردن توی سوار شدن اش رو با همون جمله ی دروغ موجه کرد و گذشت. با رسیدن به بار کوچیک ا...
فرانگی پانی
2
1
1
تهیونگ: منم دلم میخواد با صدای بلند گریه کنم اما آب دماغم زودتر از اشکام به چونه ام میرسن! البته هیچ کس هم دو...
4 Leselisten
- Leseliste
- 11 Geschichten
- Leseliste
- 24 Geschichten