r_fraa_

سلام عرض ادب معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم اگر ناراحت شدی پاکش کن
          
          میخواستم رمانمو معرفی کنم که بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
          https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
          داستانی آمیخته در قالبه عشق و درد.
          داستانه عاشقانی که پسر کوچولویی رو پیدا میکنند.
           و به او عشق و درد میدهند.
          .بی دی اس امـ.
          .گیـ.
          .فورسامـ.
          .ددی و لیتل بویـ.

clewsx

سلام متاسفم که مزاحمت میشم اما از اونجایی که یه نویسنده خوبی و همیشه داستانت رو دنبال میکنم میخواستم فیک منم که امروز نوشته شده رو بخونی و نظرت رو بگی 
          این نظرات میتونه حتی شامل شیوه نوشتنمم باشه پس راحت باش و بذار از تجربیاتت بهره مند شم 
          https://www.wattpad.com/story/380661206?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=neuthvk

VK-Cheri

سلام عزیزم ببخشید بی اجازه توی مسیج بوردت پیام میزارم ‌‌..
          خوشحال میشم اگر دوست داشتی یه سر به فیکم بزنی..
          
          
          
          پسر دستش رو روی سینه مرد مقابلش گذاشت و لب زد : وقتی بچه بودم ارزوی پرواز داشتم ! 
          حس آزادی و سرخوشی وقتی که بین هوا معلقی .. بدون اینکه هیچ فکر و سنگینی احساس کنی "
          قطره اشکی به ارومی از گوشه چشمش چکید و مردمک های لرزونش روی صورت اروم مرد نشست : میای باهم پرواز کنیم ؟"
          
          https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri

NinaKim221

هلو زیبا ببخشید بدون اجازه تو مسیج بردت پیام گذاشتم خوشحال میشم سر بزنی (برای رفیقمه)
          تنکسسس
          |اختلالی منجر به شکوفایی|
          جئون جونگ کوک توی هیجده سالگی دچار اختلال مانیک دپرسیو نوع مانیک میشه و خوش گذرونی های افراطیش‌زندگیش‌رو خراب میکنه و  این تلنگر باعث میشه به نوع دوم بیماری یعنی افسردگی رو بیاره اما همچی وقتی کیم تهیونگ پسری که به خاطر طرد شدنش از خانواده مجبور به کار میشه عوض میشه . با اخراج شدن ته  اون دنبال کاره جدیدی میگرده و اولین بار با جئون جونگ کوک مواجه میفهمه جفتشه.
          تهیونگ حتی با بی توجهی های کوک هم  از تنها سرپناهش‌ دل نمیکنه.
          ولی جونگ کوک موقعیت مراقبت از خودش رو نداشت چه برسه به فرده دیگه.
          شاید اختلال جونگ کوک سرنوشت اون دو رو به بازی میگرفت میکرد! اما نویسنده اش خوده تهیونگ و جونگ کوک بودن.
          
          
          
          
          
          https://www.wattpad.com/story/376018994?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_reading&wp_page=reading&wp_uname=bluejflower