سلام خیلی خیلی ببخشید که بدون اجازه وارد مسیج بوردت میشم
میدونم شاید دلت نخواد جواب بدی و....
من دارم یه فیک مینویسم که نیاز به حمایت داره
ژانر: عاشقانه | انگست| کلاسیک
مکان: لندن، دههی ۶۰ میلادی
کاپل : هیونلیکس & مینسونگ
____
دفتر خاطرات من
لندن ۱۹۶۷… جایی که عشق و غرور، دوستی و خیانت، همه توی خیابونهای خیس و کافههای دودی شهر به هم گره میخورن.
این فقط یک داستان عاشقانه نیست… روایتیه از احساسات عمیق، انتخابهای سخت و آدمهایی که تا آخر توی ذهنت میمونن.
____
«تو… پروانهی آبیِ منی. حس میکنی؟
دنیا، وقتی نیستی، تاریکتره… صداهاش خفه میشن، انگار نبض لحظههام وایمیسته. نمیدونی چه جنون آرومی داره اسم تو…وقتی با صدای خفه توی گلو، توی دل شب، صدات میکنم. مثل کسی که تنها پناهش، نفس کشیدنه، حتی اگر اون نفس، درد باشه.
پس نرو… حتی اگه دنیا این خواستن رو خط قرمز کشیده،
حتی اگه هر قدم با تو، یه قدم به سقوط نزدیکتره…
بمون. با من.
تو تهِ این جهنمِ شیرین،
چون تو شدی نفسی که اگه نباشه…
هیچ هیونجینی باقی نمیمونه.»
شاید اون متنو بلند رو نخوندی ولی اگه خوندی و خوشت اومد
: (دفتر خاطرات من) رو بخون اگه دنبال چنین داستانی ❤️❤️
راستی فیکت هم حمایت میکنم و میخونم با این اکانتم خیلیی قشنگ به نظر میاد
https://www.wattpad.com/story/395995140?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=koook_d