clewsx
Link to CommentCode of ConductWattpad Safety Portal
من هیچوقت نویسنده مورد علاقه کسی نمیشم چون همیشه داستانم سد انده
SadafTavousi
@clewsx نه لزوما درسته که پایان شاد باعث خوشحالی و رضایت بیشتری ممکنه باشه ولی همیشه پایان شاد بهترین پایان نیست بعضی وقتا هم سد اند بودن داستانه که به یاد موندنیش میکنه یا مورد علاقش
•
Reply
clewsx
من هیچوقت نویسنده مورد علاقه کسی نمیشم چون همیشه داستانم سد انده
SadafTavousi
@clewsx نه لزوما درسته که پایان شاد باعث خوشحالی و رضایت بیشتری ممکنه باشه ولی همیشه پایان شاد بهترین پایان نیست بعضی وقتا هم سد اند بودن داستانه که به یاد موندنیش میکنه یا مورد علاقش
•
Reply
vici_taekook
https://www.wattpad.com/story/389672311?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=vici_taekook هیلو؟..ببخشید بدون اجازت توی مسیج بوردت پیام میدم... میشه یه نگاه کوچولو بهش بندازی شاید ازش خوشت اومد.. فالوتم کردم لطفا توهم حمایت کن✨
gaderMovahed
سلام لطفاً فیک رو ادامه بده من خیلی دوست داشتم و کنجکاوم
VK-Cheri
سلام عزیزم عذر میخوام بی اجازه پیام میزارم ..
ممنون میشم اگر دوست داشتی یه سر به فیکم بزنی .
پسر دستش رو روی سینه مرد مقابلش گذاشت و لب زد : وقتی بچه بودم ارزوی پرواز داشتم !
حس آزادی و سرخوشی وقتی که بین هوا معلقی .. بدون اینکه هیچ فکر و سنگینی احساس کنی "
قطره اشکی به ارومی از گوشه چشمش چکید و مردمک های لرزونش روی صورت اروم مرد نشست : میای باهم پرواز کنیم ؟"
https://www.wattpad.com/story/374360976?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=VK-Cheri
Adrinaaliyari
سلام عزیز کرده.... من دارم یه داستان مینویسم با کاپل ویکوک.
اسم داستان: Fated Rivals.
توی پرفایلم هستش.
با ژانر: عاشقانه، اکشن، مافیایی، امگا و الفایی.
خوشحال میشم بخونی و ازم حمایت کنی.
خوشحال میشم برام کامنت و ووت هم بذاری عزیز کرده.
♡
This_is_J
دوست داشتی یه سر بهش بزن ♥
https://www.wattpad.com/story/378505867?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=This_is_J
clewsx
زندگی زیبا نیست، فقط ما دنبال یک دلیل برای فراموش کردن دردامون میگردیم و با این حرف خودمون رو گول میزنیم.
clewsx
لبخند نیمه جونی زد و سرش رو سمت پسر رنگ و رو رفته کنارش چرخوند. اینقدر ناامید بنظر میرسید که چشمای همیشه گرد و روشنش حالا تیره، سرد و خمار شده بود.
- بالاخره یه روز خوب میاد..
اولین نفر به حرف اومد و با نگاه غم زده اش منتظر جواب پسر کنارش شد.
- ولی وقتی میاد که ما به شب عادت کردیم، اونموقع نور مارو آزار میده.
نفسش رو بیرون داد.
- بعد یه مدت، به نورم عادت میکنی.
پسرک نگاه تیره اش رو از آسمان شب گرفت و بهش داد.
- اگه قراره نوری که ازش حرف میزنی بیاد و اونم مثل همه چیز آزارم بده، میخوام که هیچوقت نیاد.
نگاه بی حسش رو سمت آسمان شب چرخوند و لب خشک شدش رو تر کرد و لب زد:
- نور برای من همیشه تاریکه، حتی اگه روشن باشه.
clewsx
همیشه از جرم و جنایت خوشم میومد.
نه برای وقتی که یه فرد بی گناه، بی دلیل کشته میشه.
برای زمانی که نفرت انگیز ترین آدم زندگیت رو بکشی لذت بخشه تو میتونی التماسِ چشماش، نگاه ترسیده و احساس بدبختیش رو با تمام وجود احساس کنی.
اما وقتی که یک هیولا کشته شه، هیولای جدیدی متولد میشه. این فقط درمورد قتل نیست؛ اگر انتخابت هیولا شدن باشه برگشتن ازش ممکن نیست.
حواستون باشه تو هر موقعیتی چی میگین و چه رفتار و حالتی رو از خودتون به نمایش میگذارید.
چرخه زندگی در یک لحظه متفاوت میشه.