I'ᴍ ɴᴏᴛ ᴀғʀᴀɪᴅ ᴛᴏ ғᴀᴄᴇ ᴍʏ ᴘᴀsᴛ
I'ʟʟ ᴄᴀʀʀʏ ɪᴛ ᴡɪᴛʜ ᴍᴇ...
از روبرو شدن با گذشتهام نمیترسم
من آن را با خود خواهم داشت...
sᴜɢᴀ - "ᴛʜᴇ ʟᴀsᴛ"
چنل تلگرامم vkfiction
- تو کمد اتاق تهکوک
- EntrouSeptember 22, 2024
- website: t.me/vkfiction
Crie uma conta e junte-se a maior comunidade de histórias do mundo
ou
سلاممممممم قشنگ های من بلاخره همه دوباره اومدننننن حالتون چطوره؟Ver todas as conversas
Histórias de DAHLIA 🪼
- 4 histórias publicadas
𝐂𝐫𝐨𝐰𝐧 𝐨𝐫 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 | 𝐯𝐤
24K
3.2K
40
اسب زیبایش نوا، آرام در کنارش قدم برمیداشت. یالهای بلندش در نسیم صبحگاهی میرقصیدند، سمهای قویاش هر از گا...
𝘿𝘼𝙍𝙀 | 𝙑𝙆
3K
268
1
𝙊𝙣𝙚 𝙨𝙝𝙤𝙩..
+ب-بله.؟
صدای نرم و زیبایی از پشت گوشی اومد .. تهیونگ لبخندی زد..
_سلام.. خیلی معذرت می...
𝑁𝑖𝑔ℎ𝑡 𝑁𝑜𝑡𝑒𝑠 | 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙�...
164K
14.5K
38
نت های شبانه :
جونگکوک که بخاطر امگا بودنش خانوادش تو یکی از واحد های آپارتمان زندانیش میکنند..
تهیونگ همسای...