Sign up to join the largest storytelling community
or
Stories by hediyeh_a_t
- 2 Published Stories
No Mum, He really is my boyfriend...
4.2K
619
15
اگه ریموس قراربود به یکی دیگه از اون قرارهایی که مامانش برنامشو چیده بود بره، با چکش صورت خودشو خرد میکرد. ن...
of memories and milk thievery [ T...
4.1K
504
21
:" پس تو بطری شیرشو دزدیدی؟"
:" قرض گرفتم."
:" پس میخوای پسش بدی ؟"
ریموس کم...