Daftar untuk bergabung dengan komunitas bercerita terbesar
atau
Cerita oleh sety
- 2 Cerita Terpublikasi
دختری که نباید لبخند میزد !
1.3K
204
3
وقتی که میخوام بخوابم صدای پچ پچ ماه و ستاره ها رو میشنوم که فکر میکنم دارن درمورد من حرف میزنن و هیچ وقت نفه...