The blood moon is on the rise.
  • JoinedMay 3, 2015

Following

Last Message
mahtabstories mahtabstories May 14, 2024 11:20AM
خیلی خوشحالم که "اون چشمهای آبی" رو نوشتم. این داستان یادگاری از روزهاییه که می‌دونستم عشق، وقتی اتفاق میفته چه شکلیه و چه حس و حالی داره.سالها میگذره. دیگه تجربه نکردم. گاهی اوقات فراموش میکنم عاشق...
View all Conversations

Stories by mahtabstories
این دختر، اتفاقی دیوانه شده! by mahtabstories
این دختر، اتفاقی دیوانه شده!
خاله گریه می کند. مادر هنوز تفنگش را به دست دارد. ماشه را می چکاند و بنگ بنگ! خاله گلوله ها را می فهمد.
ranking #483 in فارسی See all rankings
Call my name - Harry styles - Complete by mahtabstories
Call my name - Harry styles - Comp...
صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید در ابعاد این عصر...
ranking #1 in zaynfanfic See all rankings
Those blue eyes - Zayn Malik - Complete by mahtabstories
Those blue eyes - Zayn Malik - Com...
من هرشب خواب چشمهاتو می بینم
ranking #140 in فارسی See all rankings