آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد
گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
عیدتون مبارک باشه
بهترین هارو براتون آرزو میکنم در کنار خانواده
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
های حالت چطوره ؟
امیدوارم عالی باشی
هلو ♡
میتونم بوکم رو بهت هدیه بدم؟
فقط برای اینکه بتونم بهت بدمش باید تا کتابخونه ی دوکایه غوژ بیای و باهم یه فنجون قهوه بخوریم .
و حالا بهت تقدیمش میکنم ♡
امیدوارم به کتابم یه شانس بدی و نظرتو راجبش بهم بگی♡<♡
https://www.wattpad.com/story/302792501?
داستان روایت دوباره عاشق شدن هری و جدال درونیش با خودش، بین دوست داشتن یا تنفر از کسیه که نصف وجودش رو گرفته.
حالا هری و نیمه ایی که براش مونده درگیر آدم لجبازی شدن که اصرار داره بهش نزدیک بمونه و ثابت کنه دچار سوتفاهم شده.
یه شورت استوری لری که خوشحال میشم بهش سر بزنی❤️
https://www.wattpad.com/story/283157307
@miss_m_2818
ای خداااا
مرررررررررررررررررررررررررررررسیییییی
این نسخه ی داملا کلا تاخیر داره
سارییییی
ولی با تاخیر
سال نوی توهم مباااااااااااااااارک ❤️
سلام عزیز دلم.
امیدوارم توام از اون کسانی باشی که دنبال ترجمه ی مای پلیسمن میگردن.
بیب من این کتاب رو ترجمه کردم و دارم تو اکانت اصلیم آپش میکنم. اگر مشتاقی خوشحال میشم بهش سر بزنی
https://www.wattpad.com/story/283903229
Ignore User
Both you and this user will be prevented from:
Messaging each other
Commenting on each other's stories
Dedicating stories to each other
Following and tagging each other
Note: You will still be able to view each other's stories.