jg_row

من چون پرنده ای کم‌دل حقارتِ امن قفس را به پروازِ بی قید تقدم میدهم ،چون ماهی کم‌سو سیاهیِ شب را هراسانم! چون خاکستر ،تلخ خنده‌ی آتشم!
          	گاهی از بیمِ مرگ گریزگاهی می‌سازم لا به لایِ دستانِ واژگان و خویش را چون نوزادی در آغوش مادر رها میکنم..
          	می‌گویند نگو ، نبین ،کر شو!
          	گفتند دم نزن! سکوت کن.. که مبادا بوسه‌ی آزادی چون طناب دور گردنت پیچد و آنقدر پیچ بخورد که نفس، راهش را میانِ ریه هات گم کند و چشم، سیاهی بر خویش بپوشاند! 
          	گفتند اگر شنیدی، کر شو! 
          	که مبادا تیشه‌‌ی اخبار بر تنِ پوسیده افکار بنشیند.. 
          	 گفتند اگر دیدی، کور شو! 
          	مبادا بگویی پدر، پسرِ سپهری اش را نیافت.
          	نکند ذکر کنی غربتِ غریبه‌ی چشمان دخترک راهشان به قبرستان کشید!
          	نکند پخش کنی جایِ کبودی های دروغ را..!
          	ما عینِ شادیِ میانِ اجساد غم بویِ گندیده‌ی ناامیدی را عطرِ تنِ کرده ایم
          	می‌گویند اگر آزادی بخواهیم در دانشگاه ها زندانی می شویم!
          	سکوت پیشه کرده بودم چون گفتن نتیجتا اشک بود.. 
          	زبان به دهان گرفتم چون نمیدانم از کدام بغض بگویم؟ بلند بلند داد بزنم آهای .. بگو.. کدام گریه در گلوگاه تو بغض مانده؟ بگو به حال هم بغض میکنیم!
          	آنقدر قایق درست میکنیم تا دریایِ اشک هایمان پر شود! 
          	آنها نمیدانستند ما کر نمی شویم، خر نمی شویم! 
          	گوش میشویم و صدایِ آزادی را می‌بوسیم 
          	چشم میشویم و نابودیتان را بی اشک تماشا میشویم!
          	واژه می‌شویم و مرگتان را به گوش دنیا خواهیم رساند 
          	خون می شویم بر صفحه‌ی‌ روزگار می ریزیم!
          	شما نمی دانید اما ما لب می‌شویم و بوسه از لبانِ سرخ آزادی میگیریم!
          	ما مشت میشویم و فرار بر دهانتان میکوبیم!
          	زن می‌شویم و شجاع می‌شویم
          	مرد میشویم و همراه می‌شویم.
          	و به راستی چه کسی می پنداشت این همه حق از حلقِ خلق بیرون ریزد؟
          	-برایِ تمام روز هایی که سکوت راه گلویِ واژگانم را بسته بود! 
          	
          	
          	برام بگید، حالتون چطوره؟

jg_row

@roscpactal متشکرم خوشگله و اینکه این بزرگترین نعمتِ توعه هیچوقت به خاطرش شرمسار نباش عزیز دلم.
Reply

roscpactal

@jg_row خیلی قشنگ بود
          	  به جایی رسیدیم که از زنده بودن خجالت میکشیم
Reply

jg_row

من چون پرنده ای کم‌دل حقارتِ امن قفس را به پروازِ بی قید تقدم میدهم ،چون ماهی کم‌سو سیاهیِ شب را هراسانم! چون خاکستر ،تلخ خنده‌ی آتشم!
          گاهی از بیمِ مرگ گریزگاهی می‌سازم لا به لایِ دستانِ واژگان و خویش را چون نوزادی در آغوش مادر رها میکنم..
          می‌گویند نگو ، نبین ،کر شو!
          گفتند دم نزن! سکوت کن.. که مبادا بوسه‌ی آزادی چون طناب دور گردنت پیچد و آنقدر پیچ بخورد که نفس، راهش را میانِ ریه هات گم کند و چشم، سیاهی بر خویش بپوشاند! 
          گفتند اگر شنیدی، کر شو! 
          که مبادا تیشه‌‌ی اخبار بر تنِ پوسیده افکار بنشیند.. 
           گفتند اگر دیدی، کور شو! 
          مبادا بگویی پدر، پسرِ سپهری اش را نیافت.
          نکند ذکر کنی غربتِ غریبه‌ی چشمان دخترک راهشان به قبرستان کشید!
          نکند پخش کنی جایِ کبودی های دروغ را..!
          ما عینِ شادیِ میانِ اجساد غم بویِ گندیده‌ی ناامیدی را عطرِ تنِ کرده ایم
          می‌گویند اگر آزادی بخواهیم در دانشگاه ها زندانی می شویم!
          سکوت پیشه کرده بودم چون گفتن نتیجتا اشک بود.. 
          زبان به دهان گرفتم چون نمیدانم از کدام بغض بگویم؟ بلند بلند داد بزنم آهای .. بگو.. کدام گریه در گلوگاه تو بغض مانده؟ بگو به حال هم بغض میکنیم!
          آنقدر قایق درست میکنیم تا دریایِ اشک هایمان پر شود! 
          آنها نمیدانستند ما کر نمی شویم، خر نمی شویم! 
          گوش میشویم و صدایِ آزادی را می‌بوسیم 
          چشم میشویم و نابودیتان را بی اشک تماشا میشویم!
          واژه می‌شویم و مرگتان را به گوش دنیا خواهیم رساند 
          خون می شویم بر صفحه‌ی‌ روزگار می ریزیم!
          شما نمی دانید اما ما لب می‌شویم و بوسه از لبانِ سرخ آزادی میگیریم!
          ما مشت میشویم و فرار بر دهانتان میکوبیم!
          زن می‌شویم و شجاع می‌شویم
          مرد میشویم و همراه می‌شویم.
          و به راستی چه کسی می پنداشت این همه حق از حلقِ خلق بیرون ریزد؟
          -برایِ تمام روز هایی که سکوت راه گلویِ واژگانم را بسته بود! 
          
          
          برام بگید، حالتون چطوره؟

jg_row

@roscpactal متشکرم خوشگله و اینکه این بزرگترین نعمتِ توعه هیچوقت به خاطرش شرمسار نباش عزیز دلم.
Reply

roscpactal

@jg_row خیلی قشنگ بود
            به جایی رسیدیم که از زنده بودن خجالت میکشیم
Reply

jg_row

بچه ها طلسم شدم، از هر دوتا فیکشن هزار و خورده ای کلمه نوشتم بعد هر روز میام میخونمشون میرم، کمک.

jg_row

@sopehobisope  برات آپ کردم منتظرم  تو ام برام آپ کنیااا⁦ಠ⁠︵⁠ಠ⁩
Reply

sopehobisope

@jg_row من دارم چند تا کار با هم می کنم. خیلی سخته T-T
Reply

jg_row

@sopehobisope تو چرا آپ نمیکنییی
Reply

samirabagha

سلام دوست عزیز، خوشحال میشم به فیکم سر بزنی و نظرت رو برام بنویسی
          کاپل اصلی سپ
          ژانر تاریخی، عاشقانه، امگاورس و سیاسی
          https://www.wattpad.com/story/382886548?utm_source=android&utm_medium=com.samsung.android.app.notes&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=samirabagha

roscpactal

@samirabagha من قبل از اینکه معرفیش کنی میخواستم بخونمش:))))
Reply

jg_row

@samirabagha حتما عزیزمم❤️
Reply

jg_row

اصلا کسی لتر رو میخونه که آپ کنم؟:(

jg_row

@sopehobisope عزیزمم آپ میکنم به خاطر گل روی شما:(
Reply

sopehobisope

من همیشه وقتی سرم خلوت شه میام می خونم بوکا رو. دیر خوندنم اصلا به این معنی نیست که از اون بوک خوشم نمیاد. کارام خیلی زیادن. بوک خودمم نمی رسم حتی آپ کنم درست. در کل ما می خونیم خودت آپ نمی کنی T_T 
Reply

jg_row

@roscpactal عزیزم متشکرممم از شماا
Reply

jg_row

ببینید کی اینجاست با یه کار جدیددد. لطفاا به ریدینگ لیستاتون اضافه اش کنید و حمایتش کنید و اگر براتون مقدوره به بقیه معرفیش کنید. پارت مقدمه آپ شده و منتظر شماست. قلب.
          https://www.wattpad.com/story/404679414-%F0%9D%91%A9%F0%9D%92%8D%F0%9D%92%82%F0%9D%92%84%F0%9D%92%8C-%F0%9D%91%BE%F0%9D%92%82%F0%9D%92%97%F0%9D%92%86-%F0%9D%97%A6%F0%9D%97%BC%F0%9D%97%BD%F0%9D%97%B2

nargesnad

سلام دردونه
          ببخشید اینجا بی اجازه پیام گذاشتم ولی یه نگاهی به داستانم می‌اندازی شاید پسندیدی
          https://www.wattpad.com/story/398923531?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=nargesnad

jg_row

«چون قایقی که به جای دریا، بر سطح زمان لغزنده باشد، در رفت‌وآمدی بی‌مقصد پیش می‌رفت و باز پس می‌نشست.
          پیش می‌رفت، اما هرگز نرسیده بود؛
          عجیب بود، چون همیشه انگار دیر کرده بود، حتی وقتی زود آمده بود. او را نمی‌شد در واژه‌ای محصور کرد. شباهت به عطری داشت که حضورش پس از نبودن، تازه آشکار می‌شد. نفس‌گیر، اما نادیدنی. نه به تمامی بود، نه کاملاً رفته بود؛
          در جایی میان سایه و نور، در مکثِ بی‌پایانِ یک وداع گیر کرده بود. می‌فهمید. همه‌چیز را. اما زبان نداشت برای گفتن. چرا که فهمیدن، باری‌ست سنگین؛ و گفتن، رهایی‌ست که از او دریغ شده بود. او، سراسر سنگینی بود...همچون اتاقی که سال‌ها پنجره‌اش بسته مانده؛ پر از هوای مانده، فکرهای پوسیده، و نورهایی که هرگز به درون نرسیده بودند.
          گاه با خود می‌اندیشید:
          شاید آدم‌ها، مشت‌های گره‌خورده‌ای‌اند که تنها هنرشان، کوبیدن بر دیوار است، نه گشوده‌شدن. و خود، دیواری بود که سال‌ها کوبیده شده بود و هیچ‌کس هرگز نپرسیده بود آن‌سویش چیست.می‌گفتند آدم، یا در درد شاعر می‌شود، یا خنثی.
          اما او نه شاعر شد، نه بی‌اثر.
          میانِ این دو، معلق ماند
          مرزی سیال، بی‌نام، بی‌قرار.
          چیزی شد شبیه شعر،
          که بیتِ آخرش هرگز نوشته نشد،
          زیرا شاعر تصمیم گرفته بود
          خود، پایان یابد
          نه شعرش.» 
          هنوز دستم روی صفحه گوشی میلغزه، گاهی کلمه ای واژه ای می‌نویسم اما در نهایت بی پایانم، مثل یه تراژدی غمگین، یه هنرنمایی ضعیف، یه تئاتر.
          صحنه مال منه، کلمه مال منه، لب، دهان، کاغذ، همه چیز. همه چیز مال منه اما نه به تنهایی. 
          پیله ای از غم، مثل بهایی گران قیمت برای چیزی که به اجبار خریدی، دور تنم پیچیده. 
          من تقلا میکردم، روز ها و شب ها، ثانیه می‌فروختم و هیچ دریافت میکردم، اما در انتها پیله پاره نشد. 
          مثل یه باتلاق بزرگ، پر از تعفن، منو بلعید. 
          به هر حال من هنوز اینجام، نیمه جون نه بی جون، اما در انتها می‌نویسم و کلمه هارو می‌جوم، لب هام هنوز بی صدان اما تمرین میکنن. 
          می‌خوام بهترین بوسه ارو بهتون بدم اما براش زیادی خستم، از لب هایی ترک خورده انتظار بیشتری نیست، درسته؟ 
          به هر صورتی که هست تا هفته دیگه the letter آپ نخواهد شد اما مینی فیکشن فردا آپ میشه و امیدوارم کلمات نبودنم رو جبران کنن.

jg_row

اگه ادامه وانشات رو آپ کنم خیلی زیادیتون نمیشه؟

jg_row

@sopehobisope چون تو میگی چشم 
Reply

azitialksi

@jg_row قانع کننده بود..
Reply

sopehobisope

دو تاشو آپ کنی هم زیادیمون نمی شه
Reply