Mag-sign up para makasali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwento
o
دیشب وقتی _ داشت میگفت که هنوز دلتنگهمیگفت که هنوز مثل احمقا گاهی دلتنگ میشهگریه کردماز اونجایی که اتاق تاریک بودو اشکام قابل دیدن نبودچون نمیتونستم جلوی بغضمو بگیرمبغضی که ناشی از درک کردن بیش...Tingnan ang lahat ng mga usapan
Mga kuwento ni jkistaesbunny_97
- 3 Nai-publish na mga Kuwento
your dark heart
310
18
4
واقعیت اینه که تو آدم خیلی خاصی نبودی،
ن خیلی مهربون بودی
نه چیز خاصی داشتی
و خاطراتی که ما باهم ساختیمم خاط...
𝘥𝘪𝘦 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘮𝘦𝘮𝘰𝘳𝘪𝘴𝘦 �...
26
2
1
توی دنیای اونا یه لیستی وجود داره
لیست تمام تولد هایی که همزمان باهم اتفاق میفتن
و اونا بدون اینکه خودشون بخو...
4 Mga Reading List
- READING LISTS
- 12 Mga Kuwento
- READING LISTS
- 12 Mga Kuwento