سلام ببخشید مزاحم شدم دوستم تازه شروع به اپ کرده لطفا نگاهی بندازید نویسنده به ووت و حمایت و کامنت هاتون نیاز داره:)♡
قسمتی از فیک
تلخ ترین لبخند رو زد
_عاشقی کردم فرشته....آدمش بودی؟ دیوونگی کردم فرشته....مطمئنی دیوونگی بلد بودی؟....توکه این قلبو زیر پاهات له کردی پس چرا از درد مینویسی عزیز کرده قلبم...میبینی ؟ زیر پات لهم کردی پس چرا هنوزم چشم هاتو میپرستم...
_از درد نوشتم چون شنوای درد رو نداشتم...به این تن نگاه کن حتی خودش هم خودش رو نمیشناسه...هیچکس این قلب رو نفهمید حتی خودش! تو درد کشیدی اما دردی که این قلب کشید مرحمی نداشت
https://www.wattpad.com/story/397012397?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=gahanbakhshmona
جونگکوک، امگای بالرینِ بااستعداد، درست وقتی داشت به آرزوش میرسید، خیانت نزدیکترین دوستش همه چیزو خراب کرد! شکست سنگینی خورد و زد راه جامائیکا، پیش داییش جیمین... اما تابستون داغش وقتی شروع شد که تهیونگ، دوست بچگی و جفت احتمالیش، وسط معرکه پیداش شد!
تهیونگ؟ جفتش؟ اونایی که تا پارسال حتی نمیدونستن پیوندی وجود داره؟!
اقیانوس آروم اینبار موجهای بلندتری رو به ساحلش روونه کرد، رنگها رو شست و به جون شنها داد. لباس و تنم رو خیس کرد و من سرمایی احساس نکردم، داشتم زیر بوسهی آلفای بادومزمینی ذوب میشدم.
یه داستان تابستونی و خیس در انتظارتونه^^
https://www.wattpad.com/story/364566819?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=story_info&wp_page=story_details_button&wp_uname=silvia_wr