قم بالتسجيل كي تنضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص
أو
قصة بقلم mbna_oned
- 1 قصة منشورة
FALLING~larry~
6.5K
1.5K
11
\completed/
و از همان صبح به بعد،
دیگر افتابی برایش طلوع نکرد.
خنده ایی به سراغش نیامد.
"جانش"او را...