melodyyyyzh666

سلام به شما 
          	این فیک بازگردانی شده ی ییژان رو خیلی دوست میدارم
          	هیجانی و پر بار 
          	ازتون میخوام با هم ديگه‌این داستان رو دنبال کنیم
          	https://www.wattpad.com/story/329186737

PedeNanaz

میگن امشب شب آرزوهای مسلمانان است. 
          پس من در این شب برات آرزو دارم ، فراوان. 
          اما.....
          کاش آرزوهایمان آرزو نمانند ❤️
          
          تمناهایمان به گله نرسند ❤️
          
          مرادمان بی حاصل نشود ❤️
          
          و کام بختمان همیشه شیرین ❤️
          
          چو عسل باشد ❤️
          
          عشق برات ، عشق من ❤️
          
          من امشب آرزومند آرزوهایت هستم بهترینم ❤️
          
          در شب آرزوها ❤️
          
          آرزوی من دیدن لبخندت ❤️
          
          آرامش در زندگیت ❤️
          
          و خیر و برکت در کارت است ❤️
          
          این است تمام آرزوی من برای تو ❤️
          
          شادی و حال خوب تو عشقم ❤️

melodyyyyzh666

@PedeNanaz مرسی از دعای قشنگت از دل قشنگت 
            یه خبر خوش این شب فقط شب مسلمانان نیست 
            این شب از نظر علمی ثابت شده که پورتال انرژی کائنات باز و نزدیک به زمین هست پس همه به هر دینی میتونن خواسته هاشون رو دریافت کنن
الرد

Supernatural313

شیائوژان وجود نداشت.
          
          می‌توانستید تک‌تک واحدهای ساختمانی‌ای را که شیائوژان زمانی در آن‌ها زندگی می‌کرد در بزنید؛
          از همسایه‌ها درباره‌اش بپرسید،
          اما هیچ‌کس نمی‌فهمید دقیقاً درباره‌ی چه کسی حرف می‌زنید.
          
          نمی‌توانستید با هیچ‌کدام از دوستانش تماس بگیرید؛
          چون دوستی نداشت.
          پیدا کردن خانواده‌اش هم تلاشی بیهوده بود؛
          چون خانواده‌ای نداشت.
          
          در واقع، تنها کسی که از وجود شیائوژان خبر داشت…
          خوب—
          خودِ شیائوژان بود.
          
          و اگر راستش را بخواهید،
          بعضی روزها حتی خودش هم به این موضوع اطمینان نداشت.
          
          هیچ‌کس در این سیاره، شیائوژان را نمی‌دید.
          او نامرئی بود.
          سایه‌ای خاموش که بی‌صدا میان آدم‌های عادی حرکت می‌کرد—
          آدم‌هایی که دوست داشتند،
          عشق را تجربه می‌کردند،
          خانواده داشتند.
          
          فکر نکنید هرگز تلاش نکرده بود با کسی ارتباط برقرار کند.
          شیائوژان تلاش کرده بود.
          مشکل این‌جا بود که در این کار… افتضاح بود.
          
          تمام تلاش‌هایش
          به صداها و آواهای ضعیفی ختم می‌شد
          که تقریباً همیشه در گلویش گیر می‌کردند
          و هرگز راهی به بیرون پیدا نمی‌کردند.
          
          اما حتی اگر می‌توانست حرف بزند—
          واقعاً قرار بود چه بگوید؟
           #S_M_H 
          https://www.wattpad.com/story/405304865

Supernatural313

 داستان: «او یک فرشته بود»
          
          ⚠️ هشدار پیش از آغاز
          این داستان فقط یک قصه نیست؛ یک سفر احساسی‌ست.
          دو فصل دارد —
          
          فصل اول پایانِ شادی ندارد.
          فصل اول قرار نیست شما را آرام بگذارد…
          بلکه می‌خواهد قلبتان را بشکند، روحتان را بلرزاند و یادتان بیاورد که از دست دادن، گاهی بخشی از زندگی است.
          
          اما اگر همراه بمانید…
          فصل دوم مثل آخرین نور امید درست همان لحظه‌ای می‌رسد که فکر می‌کنید دیگر تحمل ندارید —
          و پایان خوبش، مرهمی‌ست برای تمام زخم‌های فصل اول.
          
          
           مقدمه فصل اول:
          
          گاهی فرشته‌ها در آسمان نیستند.
          گاهی میان ما قدم می‌زنند…
          در ازدحام خیابان‌ها، پشت سکوت شب‌ها، میان آدم‌هایی که دوست‌شان داریم…
          
          اما ما نمی‌شناسیم‌شان — چون بال ندارند.
          نه هاله‌ای دورشان هست، نه نور از چهره‌شان می‌تابد.
          
          با این‌حال…
          گاهی یک چیز در وجودشان فریاد می‌زند که آن‌ها از جنس این دنیا نیستند:
          
          چشم‌هایی که پاکی‌شان را نمی‌شود پنهان کرد،
          نگاهی که حتی تاریکی را نمی‌ترساند،
          لبخندی که انگار خودش التیام و آرامش است…
          
          همین‌ها کافی‌ست تا بفهمیم…
          او یک فرشته است.
          
          و درست همین‌گونه بود —
          درست او… یک فرشته بود.
          شیائوژان، فرشته‌ی این داستان.
          فرشته‌ای که میان آدم‌ها زندگی می‌کرد…
          و هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است سرنوشت چطور بال‌هایش را بشکند.
           #S_M_H
          https://www.wattpad.com/story/404564028

PedeNanaz

گاهی دوستی، خودش یک معجزهٔ بی‌سروصداست؛
          معجزه‌ای که نه آسمان را پاره می‌کند، نه رنگ دنیا را عوض،
          فقط کاری می‌کند نفس کشیدن ساده‌تر شود.
          دوستی یعنی داشتن یک نفر که مطمئنی اگر روزی
          تمامِ دنیا از تو رو برگرداند،
          او حتی اگر نتواند دنیا را برگرداند، حداقل دستت را رها نمی‌کند.❤️
          تو خوش قلب ترین آدم دنیایی، و قطعا خدا خیلی منو دوست داشته که دوستی مثل تو به من داده.
          روز جهانی خوش قلب ها مبارک عزیز دلم
          
          ❤️❤️❤️

PedeNanaz

همیشه غصه ات بر باد، دختر
          دل دریایی ات آزاد، دختر
          الهی مهر تو پاینده باشد
          دلت از نور حق آکنده باشد
          و نقش بیستون پرنشاطت
          پر از اندیشه ی فرهاد،باشد
           دخترصدای خنده‌های تو، زیباترین نغمه‌ای است که تا به حال شنیده‌ام.
          روز دختر بر تو مبارک، ای یگانه‌ی بی‌همتای من!
          ❤️❤️

PedeNanaz

فرشته کوچولوی قشنگم بابت ووت های قشنگت سپاسگزارم ❤️ مرسی که وقت گذاشتی و این داستان رو خوندی گل قشنگم ♥️ اگه لطف کنی و نظرت رو در مورد داستان بگی ممنون میشم پری کوچولو ❤️ فرقی نداره چه نقاط قوت و چه نقاط ضعیف خوشحال میشم عزیز دلم ❤️

r_fraa_

سلام عرض ادب
           معذرت بابت اینکه وارد مسیج بوردت شدم
           اگر ناراحت شدی پاکش کن
          
          میخواستم اولین رمانمو معرفی کنم که به حمایتتون نیاز داره
          
          با ژانره لیتل ددی و معمایی
          
           بهتون قول میدم اگه بخونینش از کیوتیش میمیرین
          
          
          https://www.wattpad.com/story/399774522?utm_source=android&utm_medium=link&utm_content=share_writing&wp_page=create&wp_uname=r_fraa_
          

melodyyyyzh666

@r_fraa_ سلام 
            ایرادی نداره با احترام اینکه فقط ژانر انتخابی شما برای داستانتون مورد سلیقه من نیست
             تری یا فورسام اصلا مورد تایید من نیست 
            این کاپل رو هم دنبال نمیکنم فقط کاپل ییجان میخونم
الرد

PedeNanaz

بابت فالو و همراهی سپاسگزارم فرشته کوچولوی قشنگم ♥️ 
          مرسی عزیزدلم لطف کردی که پیج منو برای همراهی انتخاب کردی پری کوچولو ❤️ 
          امیدوارم که به تمام آرزوهای قشنگت برسی چه بزرگ و چه کوچک نازنینم ♥️ 
          آرزومند آرزوهایت (پرشیا پارسیان)❤️

PedeNanaz

@PedeNanaz فدای تو عزیز دلم ❤️ در پناه یزدان پاک پیروز و سربلند و سرافراز و کامروا باشی عزیز دلم ❤️
الرد

melodyyyyzh666

@PedeNanaz قربونت ناناز
            همچنین شما شاد و سلامت باشی
الرد

Supernatural313

وضعیت: درحال نوشتن...️
          
          گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟
          چشم غمگینش به رویم خیره ماند
          قطره قطره اشکش از مژگان چکید
          لرزه افتادش به گیسوی بلند
          زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من»
          
          و بالاخره بعد از مدت ها، پارت بعدی آپلود شد؛
          زودی بیا اینجا تا نذاریم فیک دوباره متوقف بشه♥️
          https://www.wattpad.com/story/329186737

yizhanlove9

@melodyyyyzh666 درک میکنم واقعا حس مزخرفیه تجربشو دارم.. منتا نه فقط این فیکم تمام فیک های من بستگی به حمایت بچه های گلم و در حاله حاضر به خودم بستگی داره زمان مشخصی واسه آپ نداره در کل آپش  نامشخصه اما اینکه رمانامو وسطاش ولکنم و کلا غیب شم بهت اطمینان میدم هرگز اتفاق نمیوفته❤️